آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٥
إِنَّ قَائِمَنَا إذَا قَامَ إِستَقبَلَ مِن جَهَلَةِ النّاسِ أَشَدَّ مِمّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله) مِنْ جُهّالِ الْجاهِليَّةِ. قُلْتُ وَ كَيْفَ ذلكَ؟! قالَ: إنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله) أَتَى النّاسَ وَ هُمْ يَعبُدُونَ الحِجارَةَ وَ الصُّخورَ و الْعِيَدانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ أَتَى النّاسَ وَ كُلُّهُمْ يَتَاوَّلُ عَلَيْه كِتابَ اللّهِ وَ يَحْتَجُّ عَلَيْه بِهِ؛ ثُمَّ قالَ: امّا وَاللّهِ لَيُدخِلُنَّ عَليِهم عَدْلَهُ جَوْفَ بُيُوتِهمْ كَما يُدْخَلُ الحَرُّ و الْقرُّ[١].
هنگامى كه قائم ما قيام مىكند، آزارى كه از نادانى مردم مىبيند، از آزار و اذيتى كه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) از جاهلان دوره جاهليت ديد، بيشتر و شديدتر است. عرض كردم: چگونه؟ فرمود: همانا رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر مردمى برانگيخته شد كه سنگ، تخته سنگهاى بزرگ، چوب و مجسمههاى چوبى را مىپرستيدند؛ امّا هنگامى كه قائم ما قيام مىكند، همه مردم كتاب خدا [قرآن] را [از پيش خود] تأويل مىكنند و با استناد به تأويل خود، با حضرت به بحث و جدال مىپردازند؛ ولى عاقبت، حضرت، عدل خود را بر آنها و در خانههاى آنها وارد خواهد كرد؛ همان گونه كه گرما و سرما داخل مىشود.
بر اساس اين حديث شريف و معجزه آميز، اذيتى كه وجود مقدّس امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء پس از ظهور خويش مىبيند، از آزارى كه ١٢٤ هزار پيامبر در راه خدا متحمّل شده اند، افزونتر و طاقت فرساتر است؛ زيرا مىدانيم پيامبر(صلى الله عليه وآله) از قوم خود آن قدر رنج و آزار ديد كه فرمود:
مَا أُوذِىَ نَبيٌ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ.
از ميان ١٢٤ هزار رسول الاهى هيچ پيامبرى به اندازه من اذيت نشد؛ امّا امام صادق(عليه السلام) مىفرمايد: آزار و اذيتى كه از جانب مردم، پس از ظهور امام زمان(عليه السلام)، متوجّه حضرت مىشود، از آزار و رنج ديدگى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز افزونتر است. راوى حديث، فضيل بن يسار(رحمه الله)، با شگفتى از امام مىپرسد: سرّ اين مطلب چيست كه امام عصر(عليه السلام) رنج و اذيتى بى نظير مىبيند؟! امام صادق(عليه السلام) مىفرمايد: سرّش اين است كه پيامبر با مردمى جاهل
[١] نعمانى، الغيبه، ص ٩٦؛ حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج ٣، ص ٥٤٤؛ سيدهاشم بحرانى، حلية الأبرار، ج ٢، ص ٦٣٠: علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٦٢، ح ١٣١ـ١٣٣.