آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦
مواجه بود كه سنگ، صخره و چوبهاى تراشيده را مىپرستيدند. اثبات نادرستى عقيده و عمل چنين مردمى كار چندان مشكلى نيست؛ البتّه پيامبر از جهالت و تعصّبهاى كوركورانه بت پرستان زمان خويش خيلى رنج مىكشيد؛ ولى در مقام بحث و استدلال مشكلى نداشت. هنگامى كه امام زمان(عليه السلام) تشريف مىآورد، نه با بت پرستان جاهل كه با عالم نمايانى روبه رو مىشود كه قرآن را تأويل مىكنند. اين، همان حربهاى است كه با آن به جنگ امام زمان(عليه السلام) مىروند. وقتى امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف تشريف مىآورند، با مردمى مواجه مىشوند كه همگى آنها قرآن را تأويل مىكنند. تعبيرى بس عجيب است: كُلُّهُمَ يَتأوَّلُ عَلَيهِ كِتابَ اللّهِ وَ يَحتَجُّ عَليهِ بِه؛ تمام ايشان، كتاب خدا را تأويل مىبرند و با تأويل خويش بر حضرت احتجاج مىكنند. تفسير هرمونوتيك متون دينى و قرائتهاى گوناگون از دين، آن چنان رواج مىيابد كه همه مردم مىپذيرند و قرائت جديدى از قرآن و دين ارائه مىكنند. ايشان با امام زمان(عليه السلام) به مجادله برمى خيزند و مىگويند: تو قرآن را درست نمى فهمى. ما درست مىفهميم. آن معنايى كه تو مىگويى، قرائت قديم است و با قرائت ما فرق دارد. آن چه تو از قرآن عرضه مىكنى، قرائت قديم است كه به درد هزار و چهار صد سال پيش مىخورده است. امروز بايد قرائت جديدى از دين عرضه كرد تا خوشايند مردم دنيا واقع شود. هرچه امام زمان(عليه السلام) بفرمايد مگر قرآن نفرموده است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛[١] و مگر نه آن است كه به فرموده پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله)، من ولىّ امر شمايم و اطاعتم بر شما واجب است، مىگويند: اين برداشت شما از آيه است. برداشت ما از اين آيه، چيز ديگرى است. هرچه حضرت بفرمايد كه من امام ناطقم؛ من مفسّر قرآنم و آن چه من مىگويم، حقيقت قرآن است، در مقابل مىگويند: اين قرائت، از آن تو است و قرائت ما چيز ديگرى است. از كجا معلوم كه قرائت قديم تو درست، و قرائت جديد ما نادرست باشد؟! ديگر اين گونه قرائتها كهنه شده است و مورد پسند واقع نمى شود. ما از قرآن، قرائتها و برداشتهاى نوى داريم كه بيشتر مردم جهان آن را مىپسندند.
[١] نساء (٤): ٥٩.