آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٤ - تأثير روابط قومى و گروهى
چشمان مباركش جارى شد و فرمود: «أَما وَ اللّهِ لَقَدْ نَهَرْتُهُمْ وَ بَلَوتُهُمْ.... يَسْتَأْنِسُونَ بِالْمَنيَّةِ دُونى اِسْتِئْناسَ الطِّفْلِ بَلَبَنِ أُمِّه»١ به خدا قسم من ايشان را آزمايش كردم، نه تنها آزمايش كردم، بلكه چند بار آن ها را از خود راندم و گفتم دست زن و فرزندان خود را بگيريد و برويد، اين جا نمانيد، اين ها مىخواهند خون مرا بريزند و با شما كارى ندارند. معلوم مىشود اين سخنان براى آزمايش ياران حضرت(عليه السلام) بوده است. امام(عليه السلام) خطاب به خواهر خود مىگويد: «بَلَوتُهُمْ وَ نَهَرْتُهُم» ياران خود را آزمايش كردم، تا كسانى كه باقى مىمانند، ناب و خالص باشند؛ فرمود به خدا قسم من آنان را آزمايش كردم و از خودم راندم، ولى به اين نتيجه رسيدم كه آنان مرگ در حضور مرا بيش تر دوست دارند و با آن بيش تر از طفل نسبت به شير مادر مأنوسند، «يَسْتَأْنِسُونَ بِالْمَنيَّةِ دُونى اِسْتِئْناسَ الطِّفْلِ بَلَبَنِ أُمِّه»، نسبت به اين كه در مقابل و نزديك من بميرند بيش تر از انس شيرخوار به شير مادر علاقه دارند و ديگر از من جدا نمىشوند. حتماً شنيده ايد كه ياران امام حسين(عليه السلام) در شب عاشورا برخاستند و چه مطالبى گفتند، اگر هفتاد بار كشته شويم، سوزانده شويم و خاكستر بدن ما به باد داده شود، اگر بار ديگر زنده شويم، نزد تو برمىگرديم و در كنار تو مىمانيم تا بار ديگر به شهادت برسيم.
امام حسين(عليه السلام) بيست سال خون دل خورد، اما چنين گل هايى را تربيت كرد. در مقابل، كسانى بودند كه امام(عليه السلام) از آن ها گلايه كرد و گفت مشكل شما علاقه به دنياست، مشكل شما اين است كه از مرگ مىترسيد، «وَ لكِنَّكُمْ مَكَّنْتُمُ الظَّلَمَةَ مِنْ مَنْزِلَتِكُم»٢ خطاب به همان نخبگان و علماى آن عصر مىگويد ستمگران را تمكين كرديد و اجازه داديد بر شما تسلط پيدا كنند. «وَ أَسْلَمْتُمُ أُمُورَ اللّهِ فى أَيْديهِم» كارهاى خدايى را به دست آن ها سپرديد، كارهاى خدايى را كه بايد مردان خدا انجام دهند به دست ستمگران سپرديد، به ايشان رأى داديد و آن ها را رأس امور قرار داديد. «يَعْمَلُونَ بِالشُّبُهاتِ وَ يَسيرُونَ فى الشَّهَوَات» كسانى را سر كار آورديد كه كارهاى شبهه آميز كه توجيه صحيح شرعى و قانونى ندارد، انجام مىدهند و به دنبال شهوات هستند، راه را براى شهوت پرستان باز مىكنند. فرهنگ سراهايى تشكيل مىدهند كه در واقع گناه سرا بشود، پول هايى از بيت المال مردم خرج مىكنند تا زمينه و اسباب و ابزار گناه برايشان فراهم شود، روزنامه هايى را كه مشوق گناه هستند تشويق مىكنند. اين كارهايى است كه شما كرديد. خوب، چگونه شد كه چنين حكامى بر شما مسلط شدند؟ چرا اين كارها را كرديد؟
[١] ر.ك: مقتل الحسين للمقرم، ص ٢٦٢. [٢] بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٨٠، باب ١، روايت ٣٧.