آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - تأثير روابط قومى و گروهى
هم خط بازى ها از چنين شخصى حمايت مىشود. اين مشكل ماست، تعصب قبيله اى و عشيره اى در آن زمان و تعصب خطى و سياسى و جبهه اى در اين زمان.
سيدالشهداء(عليه السلام) به علماى آن زمان فرمود: شما به خاطر خدا با خويش و قوم خود دشمنى نكرديد، يعنى گاهى وظيفه شرعى اقتضا مىكند انسان با خويش و قوم خود هم به دشمنى برخيزد. درست است در اسلام صله رحم واجب و قطع رحم حرام است، اما اگر طرفدارى از خويشاوند به قيمت تضعيف اسلام و نظام اسلامى تمام شود، چه بايد كرد؟ در اين مورد بايد اسلام را مقدم داشت يا وابستگان، پسرها و دامادها را؟ ولو به ضرر اسلام فعاليت كنند؟ ولو آبروى نظام اسلامى را ببرند، بايد حمايت كرد؟ بگويد فرزندان من چنين هستند، يا خويش و قوم من چنان اند و از آن ها حمايت بيجا كند؟ اين مسأله زمينه را براى سوء استفاده دشمنان فراهم مىكند. سيدالشهداء(عليه السلام) در آن خطبه به نخبگان فرمود: يكى از عللى كه موجب شد معاويه بر شما مسلط شود و اسلام را منحرف كند اين بود كه، شما به خاطر خدا با خويشاوندان خود دشمنى نكرديد، يعنى علاقه به خويش و قوم، علاقه به باند، وابستگى به هم خط و هم حزبى ها مانع شد از اين كه حق را بگوييد و از حق حمايت كنيد و زمينه اى شد تا آن ها اين سوژه تبليغاتى را نيز دست آورند و بگويند اين ها اهل خويش و قوم بازى هستند، در پى اموال بيت المال هستند و از آن سوء استفاده مىكنند، اگر برايشان امكاناتى فراهم شود، اول در اختيار خويش و قوم خود مىگذارند؛ اگر مقامى پيدا شود، اول به فرزندان خود مىدهند، و زمينه را براى تبليغ عليه شما فراهم مىكنند.
پس علت انفعال كسانى كه تحت تأثير تبليغات معاويه قرار گرفتند، تعلق خاطر به مال و جان و خويشاوندان است، «فَلا مالا بَذَلُْتمُوهُ وَ لا نَفْساً خاطَرْتُمْ بِها لِلَّذى خَلَقَها وَ لا عَشيرَةً عادَيْتُمُوها فى ذاتِ اللّه»؛ جامع اين مسائل يعنى تعلق به مال، تعلق به مقام، تعلق به جان و تعلق به خويش و قوم و دار و دسته در فرهنگ اسلامى چيست؟ جامع اين ها در فرهنگ اسلامى حب دنيا و دنياپرستى است. اين كه مىفرمايند «حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة»١ يعنى چه؟ دوست داشتن چه چيزى منظور است؟ آيا اگر انسان ماه و ستارگان يا طبيعت زيبا را دوست داشته باشد، بزرگ ترين گناه را مرتكب شده است؟ يا اگر انسان هاى مخلوق خدا را دوست بدارد، مرتكب گناه شده است؟ حب دنيايى كه اساس هر گناهى است، چيست؟
[١] بحارالانوار، ج ٥١، ص ٢٥٨، باب ١٤، روايت ٥؛ و موارد ديگر.