حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٩ - نگاه فقهالحدیثی به روایت «مَن قال یَعلَمُ اللّه لمِا لا یَعلَمُ اللّه»
با توجه به ابوابی که روایت مورد نظر و روایات مشابهش در آن آمده است، میتوان گفت، مرحوم صدوق از عبارت «من قال علم الله لما لا یعلم» سوگندِ دروغ به خدا و مرحوم کلینی نیز سوگند دروغ را فهمیدهاند. شیخ حر عاملی نیز مذمتِ سخن غیر صحیح را از این دسته روایات برداشت کرده است. شیخ طوسی در تهذیب، روایتِ الکافی را در باب «الأیمان و الأقسام» آورده است.[٢٣٧] مرحوم محمدتقی مجلسی در شرح روایتی از امام صادق(ع) با موضوع سوگندِ دروغ، روایتِ الکافی را بهعنوان شاهد میآورد؛[٢٣٨] پس این نظریه که «علم الله فیما لا یعلم»، اصطلاحی است برای دروغ و سخن بیاساس، خالی از قوت نیست و تشکیل خانواده حدیث این سخن را تقویت میکند. ذیل روایت یعنی «اهتز العرش اعظاما له»، نیز نه تنها تعارضی با مدعا ندارد بلکه مؤید آن است.
«اهتز العرش اعظاما له»؛ عرش به خاطر تعظیم او به لزره میافتد. «اهتزّ» از ریشه «هزز» به معنی حرکت کردن و به لرزه افتادن است.[٢٣٩] این لرزه میتواند به خاطر خوشحالی[٢٤٠] یا از شدت ناراحتی باشد.[٢٤١] اما اینکه گفته شود «اعظاما له» (عرش به لرزه میافتد)، بر حُسنِ عمل قبل دلالت دارد، صحیح نیست؛ زیرا چون شخص با سوگندِ دروغ، خدا را بر چیزی شاهد میگیرد که صحّت ندارد و او را به سُخره گرفته است؛ پس عرش خدا به خاطر تکریم و تعظیم خداوند به لرزه میافتد.
مرحوم کلینی در همان باب از امام صادق(ع) روایت میکند:
إِذَا قَالَ الْعَبْدُ عَلِمَ اللَّهُ وَ كَانَ كَاذِباً قَالَ اللَّهُ عَزَّوَ َلَّ أَ مَا وَجَدْتَ أَحَداً تَكْذِبُ عَلَیهِ غَیرِی؛[٢٤٢] هنگامی که بنده میگوید خدا دانست در حالی که دروغ میگوید، خدای عزّوجلّ میفرماید آیا جز من کسی را نیافتی که به او نسبت دروغ بدهی؟
وقتی این روایت با روایات قبل در کنار هم دیده شود، عبارت «و کان کاذباً» جایگزین «ما لا یعلم/ ما لا یعلم الله» میگردد و نتیجه به دست آمده همان است که در بند قبل عنوان شد. در
[٢٣٧]. تهذیب الأحکام، ج ٨، ص ٢٨٣.
[٢٣٨]. ر.ک: روضة المتقین، ج ٨، ص ٤٤.
[٢٣٩]. ر.ک: مجمع البحرین، ج ٤، ص ٤١.
[٢٤٠]. «واهتز العرش طربا»؛ الأنوار فی مولد النبی، ص ١٨٤.
[٢٤١]. «إذا مدح الفاجر اهتز العرش و غضب الرب»؛ تحف العقول، ص ٤٦.
[٢٤٢]. الکافی، ج ٧، ص ٤٣٧.