حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٨ - نگاه فقهالحدیثی به روایت «مَن قال یَعلَمُ اللّه لمِا لا یَعلَمُ اللّه»

روایت، سه نفر هستند لذا نمی‌توان قطعی بودن تصحیف را پذیرفت و این احتمال وجود دارد که هر سه روایت یا حتی چهار روایت توسط امام صادق(ع) در زمان‌های مختلف صادر شده باشد. در شناسایی اسناد، گذشت که «احمد بن محمد» میان «اشعری» و «برقی» مشترک است. اگر در طریق کلینی «احمدبن محمد»، «ابن‌عیسی اشعری» باشد، «عدّة من اصحابنا» در نقل کلینی هم «سعدآبادی» نیست؛ پس تفاوت در طرق زیاد می‌شود. علاوه بر این، در طریق صدوق، «خالد بن نجیح» واسطه «عثمان» و «وهب» است، هرچند «عثمان بن عیسی» بدون واسطه «خالد»، از «وهب بن عبدربّه» روایت نقل می‌کند.

با در نظر گرفتن این تفاوت‌ها، هم‌چنین نبود اختلاف در نسخه‌های این روایت در کتاب الأمالی و جوامع روایی که روایت مزبور را از الأمالی به همین صورت نقل کرده‌اند و تبحّر شیخ صدوق در حدیث، می‌توان ادعا نمود که ایشان روایت شماره (١) را با عنایت آورده است؛ زیرا مضمون روایت که بدون لفظ «الله» نقل شده (روایت شماره ٣)، در همان کتاب می‌آورد. گویا قصد ایشان از آوردن این طریق (روایت ١) ردّ احتمال تصحیف بوده است؛ (هر چند احتمال تصحیف و اینکه غرض شیخ از نقل این روایت بیان تعدد طرق باشد نیز وجود دارد). لذا روایت مورد بحث جزء موارد مشکل الحدیث است.

متن روایت از سه جزء تشکیل شده است:

«من قال یعلم الله»؛ کسی که بگوید خدا می‌داند. این عبارت نشان می‌دهد که قائل، خدا را بر کار یا سخنی که انجام می‌دهد یا می‌گوید شاهد گرفته است.

«لما لا یعلم الله»؛ برای آنچه که خدا نمی‌داند. اکنون باید دید، مقصود از این عبارت چیست؟

علامه مجلسی روایت‌های مزبور را به نقل از الأمالی، در باب «من حلف بالله کاذبا» آورده است.[٢٣٤] شیخ حرّ عاملی این روایات را ذیل عنوان «لا یجوز القول فیما لیس بصحیح: اللَّه یعلم كذا» نقل می‌کند.[٢٣٥] مرحوم کلینی نیز آن‌ها را در «باب آخر منه» بعد از باب «سوگندِ دروغ» می‌آورد.[٢٣٦]


[٢٣٤]. بحار الأنوار، ج ١٠١، ص ٢٠٧.

[٢٣٥]. هدایة الأمة، ج ٧، ص ٥٤٥؛ وسائل الشیعة، ج ٢٣، ص ٢٠٩.

[٢٣٦]. الکافی، ج ٧، ص ٤٣٧.