فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٣١ - مقدمه مؤلف
حجّت بدانيم، طبعا رجوع به اجماع از باب رجوع به عقل خواهد بود و اگر اجماع را از آن جهت حجّت بدانيم كه با اتّفاق مجمعين به دست مىآوريم، كه معصوم (ع) در ميان مجمعين است، طبعا اجماع از باب رجوع به سنّت حجّت مىشود.
٢. روش اخبارى: اخبارىها در استنباط خود فقط به اخبار متمسك مىشوند، و بسيارى از آنان حتّى ظواهر قرآن را نيز حجّت نمىدانند. زيرا معتقدند قرآن براى همه قابل فهم نيست، بلكه تنها كسانى كه قرآن بر آنان نازل گشته است مىتوانند قرآن را بفهمند (پيامبر و ائمه معصومين). پس ملاك عمل براى اخبارىها رواياتى است كه در كتابهاى چهارگانه (كافى، من لا يحضره الفقيه، تهذيب، استبصار) و ديگر كتب معتبر ذكر گرديده است و مىگويند بيان احكام توسط روايات كامل گشته است. لذا وقتى امام دوازدهم غيبت فرمودند، اخبارىها به ظواهر اخبار عمل مىكنند و يك اصل كلّى ملاك عمل آنها قرار گرفته است و آن اين است كه هر چيزى كه احتمال حرمت در او باشد حرام و هر چيزى كه احتمال وجوب در او باشد واجب است.
مؤسس اخبارىگرى ميرزا محمد امين استرآبادى (متوفى ١٠٢٣ ه ق) ساكن مدينه بوده است.
وى در كتاب الفوائد المدنيه مشرب خود را تشريح كرده است. براى فهم تفاوت بين تفكر اصولى و اخبارى به مبحث «اخبارى» رجوع شود.
علّت پيدايش تفكّر اخبارىگرى از اينجا آغاز شد كه آنان معتقد بودند:
١. مراجعه به علم اصول و مستند قرار دادن آن موجب دور شدن از احاديث اهل بيت مىشود.
٢. اخبارىها گمان مىكردند كه مبتكر و مؤسس علم اصل، علماى اهل سنّت هستند، و پديد آمدن چنين تفكرى در ميان اماميه بعد از غيبت امام زمان (ع) بوده است. در نتيجه پذيرش علم اصول مساوى است با پذيرش مكتب اهل سنّت. پس استنباط احكام بر اساس علم اصول مخالف مذهب اهل بيت است.
٣. بهدليل اينكه زيربناى بسيارى از مباحث اصولى قواعد عقلى است، در حالى كه ائمه ما را از تفسير به رأى منع فرمودهاند، پس در فهم مسائل شرعى، عقل جايگاهى ندارد. در نتيجه تنها راه فهم مسائل شرعى، نصوص است. [١] ابن قيّم فقيه اخبارى مىگويد: عقل و فلسفه زائيده شك است و رستگارى در پيروى از نصوص است. [٢] از ملا امين استرآبادى نقل شده است: «در مدينه خواب بودم پيامبر را در خواب ديدم، فرمود برخيز و دين مرا از دست اصوليين نجات بده.» [٣]
ملا محسن فيض كاشانى از شاگردان ملّا صدرا، در عين گرايش فلسفى و عرفانى از بزرگان اخبارى محسوب مىشود. وى در كتاب الحق المبين مىنويسد: برخى از اصحاب اماميه از اهل استرآباد به برخى از آنچه من بدان هدايت يافتم هدايت يافته، وى در مكه سكنى داشت و من در مكه او را درك
[١] . علم الاصول تاريخا و تطورا، ص ١٥٠.
[٢] . مكتبهاى حقوقى در حقوق اسلام، ص ١١٦.
[٣] . مرزها، ص ٩٥.