فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٣٠ - مقدمه مؤلف
بكاهند و آن را كاملتر نمايند. ملّا محمد كاظم خراسانى متوفى ١٣٢٩ ه ق معروف به آخوند در اين دوران كفاية الاصول را به رشته تحرير درآورد، كه تا به امروز از كتابهاى مهمّ درسى حوزهها مىباشد. [١] حوزههاى علميه امروزه از افكار بلند ميرزاى قمى و شيخ مرتضى انصارى و آخوند خراسانى و شاگردان زبردست وى همچون ميرزا حسين نائينى و شيخ ضياء الدين عراقى و شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى و شاگردان با واسطه آخوند بهره بردهاند و در نهايت اصولى بزرگ معاصر امام خمينى قدس سرّه با ديد وسيع خود و مطرح كردن نقش زمان و مكان در اجتهاد، تحوّل جديد و عظيمى در اصول استنباط ايجاد كرده است.
امام خمينى در پيام به مجمع تشخيص مصلحت نظام مىنويسد: «يكى از مسائل بسيار مهمّ در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميمگيرىهاست.» [٢] همان گونه كه در پيام خود خطاب به مراجع اسلام و روحانيون سراسر كشور مىفرمايد: زمان و مكان دو عنصر تعيينكننده در اجتهادند. مسئلهاى را كه در قديم داراى حكمى بوده است، به ظاهر همان مسئله در رابطه حاكم بر سياست و اجتهاد و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدى پيدا كند. بدان معنى كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى همان موضوع اوّل كه از نظر ظاهر با قديم فرق نكرده است، موضوع جديدى شده است كه قهرا حكم جديدى را مىطلبد ... و در ادامه مىافزايد: «چهبسا شيوههاى رايج اداره امور مردم در سالهاى آينده تغيير كند، و جوامع بشرى براى حلّ مشكلات خود به مسائل جديد اسلام نياز پيدا كنند. علماى بزرگوار اسلام از هماكنون بايد براى اين موضوع فكرى كنند.» [٣]
اخبارىگرى و علّت پيدايش آن
علماى اماميه دو راه حل براى دسترسى به احكام شرعى برگزيدند و به اصطلاح به دو طبقه عالم اصولى و دانشمند اخبارى تقسيم شدند. علمايى كه در احكام متوسّل به اجتهاد و استنباط مىشدند، اصولى نام گرفتند و آنهايى كه براى حلّ مشكل فقط به روايات متوسّل مىشدند و در مقام تعارض نيز احتياط مىكردند، اخبارى نام گرفتند.
١. روش اصولى: اصوليين با مراجعه به ادله چهارگانه (كتاب، سنّت، اجماع و عقل) استنباط احكام مىكنند. يعنى اكثر فقهاى شيعه در استنباط احكام شرعى ابتدا به كتاب الهى رجوع مىكنند، اگر حكم مورد نظر را نيافتند، به روايات معتبره رجوع و در صورت نيافتن آيه و روايت به عقل مراجعه و به تناسب حكم به برائت يا احتياط يا تخيير و يا استصحاب مىكنند (به عقيده كسانى كه حجيّت استصحاب را از باب عقل مىدانند.) و امّا اجماع، اگر اجماع را بهدليل كاشفيت از رأى معصوم
[١] . فوائد الاصول، ج ١، ص ١٣.
[٢] . صحيفه نور، ج ٢١. ص ٦١، ٩٨ و ١٠٠.
[٣] . مأخذ پيشين.