مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ٢١
١٠- مشاركت سياسى «مشاركت سياسى» بدين معنا است كه مردم در امور كلّى جامعه، سياست، حكومت و مديريّت نظام سياسى، حضور فعّال، نقش مؤثر و دخالت مستقيم و مداوم دارند؛ «١» زيرا اغلب، سرنوشت و حقوق آحاد ملّت در دستهاى نامرئى ادارى، سياسى و اقتصادى مىافتد كه افراد از وضعيّت و چند و چون تصميمگيريها بىخبرند و حتّى گاه قربانى آن مىشوند. بنابراين، براى جلوگيرى از تضييع و كاهش آسيبپذيرى حقوق خود لازم است تا مردم در نهادهايى همچون دولت و يا انتخاب مسئولان مشاركت مستقيم و فعّال داشته باشند. «٢» بر همين اساس، انديشمندان سياسى بر ضرورت مشاركت سياسى مردم در امور، تأكيد فراوانى دارند؛ امّا با اين وجود در بسيارى از كشورها، شركت تودههاى مردم در سياست تشويق نمىشود و به مردم اجازه دخالت در سياست داده نمىشود؛ زيرا حكومت دخالت مردم در سياست را عامل محدود شدن قدرت و يا از دست دادن منافع خود مىداند. از اين رو، بسيارى از دولتها به ويژه نظامهاى مستبد تلاش مىكنند تا به شيوههاى مختلف مردم را از دخالت در سياست باز دارند.
در ايران پيش از انقلاب، تلاش مىشد تا مردم از شركت در امور سياسى كشور، دور بمانند «٣» و پرهيز از دخالت در سياست به عنوان يك باور همگانى درآيد تا موجب دورى عموم مردم از مسايل سياسى و حكومتى گردد.
١١- منافع ملّى منافع ملّى به عنوان مهمترين عامل تعيين كننده سياست خارجى هر كشورى، به هدفهاى بنيادى و هميشگى اشاره دارد كه مردم و دولت درصدد حفظ و تحصيل آنها درمحيط بين الملل هستند. «٤» اين واژه داراى مفهومى است كلّى كه مهمترين احتياجات و