سرداران صدر اسلام(ج1)

سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧

كنند و انتقام او را از حمزه بستانند، ولى ابو جهل به آنان گفت:
با ابوعمارة كارى نداشته باشيد، چون به خدا سوگند من برادر زاده او را آماج دشنامهاى ركيكى قرار دادم.
و بدين گونه حمزه بر اسلام پايدار ماند. و با جان و دل پيروى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را گردن نهاد. پس از گرايش حمزه به اسلام، قريش دانست كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از اين پس استوار و سرفراز خواهد زيست، وحمزه همچون دژى پايدار در كنار اوست. از اين رو آنان از پاره اى اقدامات نارواى خود دست برداشتند. «١» حمزه پس از زدن ابو جهل و پذيرش اسلام اين شعر را سرود:
اى ابو جهل! (حاصل) رفتار زشت خود را بچش.
كه نتيجه خوى ستمگرانه توست، ازموضع خصمانه خود پرده برداشتى، اگر از خدا پروا مى كردى، اينگونه سيه دل نمى شدى.
بينى ات به خاك (مذلت) ماليده خواهد شد چون با اينكه به تو هشدار رسيده بود پيامبر خدا را آزردى‌ و حق را به صاحبش باز نگرداندى.
و بار ديگر در منجلاب گمراهى سقوط كردى. «٢» آرى حمزه همزمان با درگيرى با ابو جهل، همه پيوندهاى خود را با نظام بوجهلى گسست و به آيين محمدى پيوست. و در آستانه تولّدى نوين قرار گرفت.