حقيقت آن گونه كه هست - الهادي، جعفر؛ مترجم محمد مهدي رضايي - الصفحة ١٢
چرا كه مسلمانان با وجود اختلاف در مذهب، در قرآن و سنّت به عنوان دو منبع اصلى، و نيز در توحيد و نبوّت و باور به آخرت به عنوان عقيده، و در نماز و روزه و حج و زكات و جهاد و حلال و حرام به عنوان آيين، و در محبت نسبت به پيامبر اطهر و خاندانش- كه درودهاى خدا بر آنان باد- به عنوان دوستى كردن با ايشان و دشمنى ورزيدن با دشمنانشان، با يكديگر شريكاند؛ با اينكه مورد اخير، در ميان ايشان شدت و ضعف دارد.
مَثل امّت مسلمان همچون انگشتان يك دست است كه هرچند گوناگون و كوتاه و بلندند، اما همگى در قسمت مفاصل، به يك دست متصل مىگردند؛ و نيز همچون پيكرى واحد هستند كه از يك جهت اعضاى متعدد دارد و از جهتى همه آن اعضا نقش اندامى خود را در حيات بشرى- آن هم با وجود اختلاف در شكل (و نقش اندامى)- به انجام مىرسانند.
بعيد نيست كه حكمت تشبيه امّت اسلامى به يك دست، و نيز به يك پيكر، اشاره به همين حقيقت باشد.
بىشك، در روزگارى پيش از اين، علماى مذاهب و فرقههاى گوناگون اسلامى، دركنار هم و بدون درگيرى و كشمكش زندگى مىكردهاند، بلكه پيوسته ميان ايشان هميارى و همكارى برقرار بوده است؛ كتابهاى كلامى يا فقهى يكديگر را شرح مىكردهاند، در محضر يكديگر دانش مىآموختهاند، رأى يكديگر را تأييد