زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٦ - دوران امامت

اين سپاه پراكنده گشتند و تنها ١٤ از آنها كه شمارشان به چهار هزار نفر مى‌رسيد، باقى ماندند.

كم شدن اين تعداد از سپاهيان، موجب پديد آمدن ضعف و نگرانى در افراد خط مقدّم و ديگر سپاهيانى شد كه در مظلم ساباط جاى گرفته بودند. يعنى جايى كه امام و سپاه او اردو زده بودند سپاهى كه تبليغات معاويه در آن از طريق جاسوسانى كه هر دم به آنجا گسيل مى‌كرد، ادامه داشت. برخى از سپاهيان حضرت به معاويه پيوستند و دسته‌اى ديگر به او نوشتند كه اگر بخواهى مى‌توانيم ايشان را دست بسته نزد تو آوريم و اگر بخواهى مى‌توانيم، او را بكشيم.

بذل و بخششهاى معاويه كه غالباً افزون از صد هزار بود، براى افراد اختصاص داده مى‌شد. او پيوسته به فرماندهان سپاه امام وعده ازدواج با دخترانش را مى‌داد تا آنها را بفريبد و از امام جدا كند.

بدين گونه مى‌توانيم عمق فشارهايى كه امام را مجبور به پذيرش صلح كرد دريابيم. امام حسن خطبه آتشينى براى يارانش كه باطناً با معاويه سازش كرده بودند و مقدمه سپاه او را تشكيل مى‌دادند، ايراد كرد. از خطبه‌اى كه حضرت به فروشندگان وجدانهاى خود ايراد فرمود پيداست كه سپاهيان آن‌حضرت تا حد بسيار زيادى تحت تأثير تبليغات معاويه قرار داشتند تا آنجا كه حتى به امام اصرار مى‌كردند كه از حقّ خود دست بكشد و با معاويه بيعت كند، امّا آن‌حضرت تن به اين كار نمى‌داد.

همچنين از اين خطبه معلوم مى‌شود كه يكى از سرشناسان سپاه آن‌حضرت در انديشه ترور وى بوده است چنان كه پيش از اين دوست ديگرش، امام‌