زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣ - دوران امامت

و در نامه‌اى به وى چنين سفارش كرد: «اى پسر عمو! من دوازده هزار تن از شجاعان عرب و قاريان شهر را به سوى تو گسيل مى‌دارم كه يكى از آنها بر لشكرى برترى دارد. پس با ايشان حركت كن و به آنان نرمى نشان ده.

چهره‌ات را براى آنان گشاده كن و بالت را زير پاى آنان بگستر (با آنان فروتنى پيشه كن) آنان را در مجالست نزديك گردان كه اينان باقى ماندگان ياران مطمئن امير مؤمنانند. با ايشان بر شط فرات حركت كن، سپس برو تا با معاويه روياروى گردى. پس اگر تو او را ديدار كردى نگاهش دار تا من به سوى تو آيم. چون من بزودى در پى تو حركت خواهم كرد وبايد خبر تو هر روز به من برسد وبا اين دو تن (قيس بن سعد و سعيد بن قيس) مشورت كن. پس اگر به معاويه برخوردى با او جنگ آغاز مكن تا آنكه او نخست جنگ را آغازكند. پس اگر چنين كرد با او بجنگ و اگر تو كشته شدى فرمانده سپاهيان قيس بن سعد است و اگر او نيز كشته شد، سعيد بن قيس فرمانده سپاهيان خواهد بود». [١]

سپس آن‌حضرت خود با سپاهى بى شمار كه تعداد آن را سى هزار و يا بيشتر ذكر كرده‌اند، حركت كرد و تا «مظلم ساباط» كه نزديك مداين بود رسيد.

توطئه‌هاى معاويه در جلوداران سپاه امام حسن عليه السلام كارگر افتاد.

خبرى در ميان سپاهيان شايع شد كه اثرى ژرف در روحيه آنان داشت.

شايع شد كه: «حسن براى برقرارى صلح با معاويه مكاتبه مى‌كند پس چرا


[١] - بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٥١.