زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣ - وفات پيامبر و انحراف مسلمانان

پيوست. از يك سو معاويه مردم را به سوى خود مى‌خواند و از سوى ديگر ناكثين (پيمان شكنان) با برافراشتن پيراهن عثمان عدّه‌اى را به گرد خود جمع كرده بودند و همسر پيامبر نيز همراه با عدّه‌اى آماده بود تا انتقام خون عثمان را بگيرند. در اين موقع باز امام حسن عليه السلام را مى‌بينيم، جوانى كه از تمام شايستگيهاى رهبرى و جانشينى برخوردار است و پس از پدر بزرگوارش، از تواناترين مردم در تعيين سرنوشت و حل مشكلات مسلمانان به حساب مى‌آمد. جهان اسلام نيز در آن روز به تدبير وسياست وى بيش از هر چيز ديگر نيازمند بود، زيرا تنها يك گام مى‌توانست دنياى اسلام را زيروزبر كند.

اميرمؤمنان عليه السلام نيز بر سر دوراهى سخت و دشوارى قرار گرفته بود كه انتخاب هر يك از ديگرى دشوارتر مى‌نمود. يا آن‌حضرت مى‌بايست‌از مقابله با دشمنان سر باز زند، كه اين همان خواسته دشمنانش بود، و در نتيجه صاحبان منافع و مطامع به حكومت مى‌رسيدند و يا اينكه وارد جنگ شود. سرانجام چنين هم شد و بديهى بود كه بسيارى از مسلمانان در اين صورت كشته خواهند شد.

در گرما گرم اين حوادث آنچه قابل ملاحظه است نقش امام حسن مى‌باشد كه در كنار پدر بزرگوار خود، تمام مشكلات و سختيها را تجربه مى‌كند. حضرت على عليه السلام نيز به دو علّت، امام حسن را در كار خلافت خود شركت مى‌دهد. يكى از آن جهت كه وى از كفايت و تدبير والايى برخوردار بود و ديگر از آن جهت كه مردم را به امام و جانشين پس از خود راهنمايى كند تا آنان امام حسن را به عنوان رهبرى آزموده و دور