زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦ - تربيت

خود مى‌پرسيدند كه چرا پيامبر در حقّ فرزندانش چنين كارهايى را آشكارا انجام مى‌دهد. روزى يكى از ياران آن‌حضرت، پيامبر را ديد كه حسن را مى‌بوسد و مى‌بويد. آن مرد در حالى كه از اين عمل پيامبر ناخرسند بود عرض كرد: من پسرى دارم كه تا كنون هرگز او را نبوسيده‌ام.

پيامبر صلى الله عليه و آله به وى پاسخى داد كه مضمونش اين بود: وقتى كه خداوند رحمت را از دل تو بر داشت به نظر تو، من چه كارى مى‌توانم بكنم؟

بعدها چون فرصت ديگرى پيش آمد پيامبر فرمود:

«حسن و حسين فرزندان منند. هر كه اين دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و آن كه مرا دوست بدارد، خداوند را دوست داشته است و هر كه خداوند را دوست بدارد، خداى او را به بهشت داخل مى‌كند.

و هر كه با اين دو دشمنى ورزد با من به دشمنى برخاسته و هر كه با من به دشمنى بر خيزد خداى بر او خشم گيرد و هر كه مورد خشم خداوند واقع شود، او را به آتش (دوزخ) داخل مى‌كند».

سپس از روى محبّت بسيار آن دو را بغل كرد: يكى را طرف راست و ديگرى را طرف چپ. چه بسيار صحابه، اين سخن مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله را مى‌شنيدند كه مى‌فرمود:

«اين دو فرزندان من و فرزندان دخترم هستند. بار الها! من اين دو و دوستداران آنان را دوست مى‌دارم».

يا در حالى كه به امام حسن اشاره مى‌كرد، مى‌فرمود: «دوستدار او را دوست مى‌دارم».

ابو هريره پس از وفات پيامبر با امام حسن بر خورد مى‌كند و به‌