منشور عقايد اماميّه
(١)
٥ ص
(٢)
١٣ ص
(٣)
اصل نخست اسلام براى شناخت جهان و حقايق دينى
١٣ ص
(٤)
اصل دوم دعوت پيامبران، به عقيده همراه با عمل است
١٥ ص
(٥)
اصل سوم در اخذ عقايد و احكام دينى
١٥ ص
(٦)
اصل چهارم از آنجا كه عقل و وحى ـ هر دو ـ حجت الهى هستند
١٦ ص
(٧)
اصل پنجم واقعيات جهان، جدا از انديشه و تصور ما
١٧ ص
(٨)
هستى از ديدگاه اسلام
١٩ ص
(٩)
اصل ششم جهان مخلوق خداوند بوده و
١٩ ص
(١٠)
اصل هفتم نظام كنونى جهان
١٩ ص
(١١)
اصل هشتم نظام جهان بر پايه علت و معلول استوار است
٢٠ ص
(١٢)
اصل نهم هستى، مساوى با طبيعت مادى نيست
٢٠ ص
(١٣)
اصل دهم جهان، كلاًّ وجزءاً
٢١ ص
(١٤)
اصل يازدهم نظام آفرينش،نظام احسن و اكمل است
٢٢ ص
(١٥)
اصل دوازدهم از آنجا كه جهان، آفريده و فعل خداوندى است كه حق مطلق است
٢٢ ص
(١٦)
انسان از ديدگاه اسلام
٢٤ ص
(١٧)
اصل سيزدهم انسان موجودى است مركّب از تن و روان كه پس از مرگ
٢٤ ص
(١٨)
اصل چهاردهم هر انسانى با فطرت پاك و توحيدى آفريده مى شود و
٢٤ ص
(١٩)
اصل پانزدهم انسان موجودى است مختار و انتخابگر كه در پرتو تشخيص خويش
٢٥ ص
(٢٠)
اصل شانزدهم انسان موجودى است تربيت پذير كه راه رشد
٢٦ ص
(٢١)
اصل هفدهم انسان در پرتو نور خرد و موهبت اختيار
٢٦ ص
(٢٢)
اصل هجدهم هيچ انسانى بر ديگرى مزيت و برترى ندارد
٢٧ ص
(٢٣)
اصل نوزدهم اصول اخلاق در انسان ريشه فطرى داشته و ثابت و جاودانه است
٢٧ ص
(٢٤)
اصل بيستم گذشته از اينكه اعمال انسان در سراى ديگر پاداش و كيفر دارد
٢٩ ص
(٢٥)
اصل بيست و يكم پيشرفت يا عقبگرد ملّتها، صرف نظر از عوامل خارجى
٢٩ ص
(٢٦)
اصل بيست و دوم تاريخ بشر، آينده نهايى روشنى دارد و حاكميت بر جهان
٣٠ ص
(٢٧)
اصل بيست و سوم انسان از كرامت ويژه اى برخوردار است، چنانكه در صدر خلقت
٣١ ص
(٢٨)
اصل بيست و چهارم حيات عقلانى انسان و پرورش فكر وى، در اسلام جايگاه ويژه اى دارد
٣٢ ص
(٢٩)
اصل بيست و پنجم آزادى فردى بشر در قلمرو مسائل اقتصادى و سياسى و غيره
٣٣ ص
(٣٠)
اصل بيست و ششم ايمان، باور قلبى است كه با عُنف و زور در دل انسان جاى نمى گيرد و
٣٤ ص
(٣١)
بخش دوم توحيد و مراتب آن
٣٥ ص
(٣٢)
اصل بيست و هفتم اعتقاد به وجود خدا، اصل مشترك ميان همه اديان الهى است
٣٧ ص
(٣٣)
اصل بيست و هشتم نخستين مرتبه توحيد، توحيد ذاتى است
٣٩ ص
(٣٤)
اصل بيست و نهم صفات كمالى خداوند از نظر مفهومْ متعدد و متغاير
٤٠ ص
(٣٥)
اصل سى ام آفريدگارى در جهان جز خدا نيست (توحيد در خالقيت)
٤١ ص
(٣٦)
اصل سىو يكم جهان ربّ و مدبّرى جز خدا ندارد (توحيد در تدبير وكارگردانى)
٤٣ ص
(٣٧)
اصل سىو دوم اگر در جهان آفرينش، خداوند يكتا مدبّر هستى است
٤٨ ص
(٣٨)
اصل سىو سوم توحيد در عبادت، اصل مشترك ميان تمام شرايع آسمانى مى باشد
٥٠ ص
(٣٩)
بخش سوم صفات خداوند
٥٣ ص
(٤٠)
اصل سىو چهارم خداوند داراى صفات جمال و جلال و يا صفات ثبوتى و سلبى است
٥٥ ص
(٤١)
اصل سىو پنجم براى شناخت صفات خدا از دو ابزار شناخت به نام «عقل» و «وحى» كمك مى گيريم
٥٥ ص
(٤٢)
اصل سى و ششم صفات خدا به دو قسم صفات ذات و صفات فعل تقسيم مى شود،و
٥٧ ص
(٤٣)
اصل سىو هفتم علم و آگاهى، قدرت و توانايى، حيات و زندگى، و اراده و اختيار
٥٨ ص
(٤٤)
اصل سى و هشتم يكى از صفات فعلى خدا، تكلم او با بشر است كه در سوره شورى آيه 51
٦١ ص
(٤٥)
اصل سى و نهم كلام خدا، كه از صفات فعل اوست، حادث است و قديم نيست
٦٣ ص
(٤٦)
اصل چهلم يكى از صفات فعل خدا صدق اوست، و دروغ به حكم اينكه امرى قبيح است
٦٤ ص
(٤٧)
اصل چهل و يكم يكى از صفات فعل خداوند حكمت است وحكيم يكى از نامهاى او به شمار مى رود
٦٥ ص
(٤٨)
اصل چهل و دوم خداوند، چه در دنيا و چه در سراى ديگر،
٦٦ ص
(٤٩)
اصل چهل و سوم در تفسير صفات خبرى (مانند«يد اللّه»، «وجه اللّه»، «عين اللّه» و «استواء على العرش)»
٧٠ ص
(٥٠)
بخش چهارم عدل الهى
٧٥ ص
(٥١)
اصل چهل و چهارم عدل يكى از صفات جمال الهى است كه وحى و خرد بر آن گواهى مى دهند
٧٧ ص
(٥٢)
اصل چهل و پنجم عقل و خرد، حسن و قبح افعال را درك مى كند
٧٩ ص
(٥٣)
اصل چهل و ششم عدل الهى براى خود تجلياتى در تكوين (خلقت) و تشريع(قانون گذارى) دارد
٨١ ص
(٥٤)
اصل چهل و هفتم آفرينش انسان و جهان، بى هدف صورت نگرفته است
٨٣ ص
(٥٥)
قضا و قدر
٨٤ ص
(٥٦)
اصل چهل و هشتم قضا و قدر از عقايد مسلّم اسلامى است
٨٤ ص
(٥٧)
اصل چهل و نهم قدر به معنى «اندازه گيرى» اشيا بوده و «قضا» نيز به معنى حتميّت
٨٥ ص
(٥٨)
اصل پنجاهم قضا و قدر الهى با اختيار و آزادى انسان منافات ندارد
٨٨ ص
(٥٩)
انسان و اختيار
٩٠ ص
(٦٠)
اصل پنجاه و يكم اختيار و آزادى انسان واقعيتى محسوس و انكار ناپذير است
٩٠ ص
(٦١)
اصل پنجاه و دوم انسان در فعل خود مجبور نبوده، و در عين حال، موجودى كاملاً به خود وانهاده هم نيست
٩١ ص
(٦٢)
اصل پنجاه و سوم خداوند از ازل به افعال و اعمال ما آگاهى داشته و اين علم ازلى
٩٢ ص
(٦٣)
كليات عقايد بخش پنجم دلايل لزوم بعثت پيامبران
٩٥ ص
(٦٤)
اصل پنجاه و چهارم مشيت حكيمانه الهى ايجاب مى كند كه براى پيمودن راه تكامل
٩٧ ص
(٦٥)
اصل پنجاه و پنجم قرآن، هدف از بعثت پيامبران را تقويت مبانى توحيد، تزكيه و تهذيب نفس
١٠٠ ص
(٦٦)
اصل پنجاه و ششم پيامبران راستگو را،به سه راه مى توان از مدعيان دروغين اين مقام باز شناخت اعجاز
١٠٣ ص
(٦٧)
اصل پنجاه و هفتم ميان معجزه و صدق دعوت نبوت، رابطه اى منطقى برقرار است
١٠٤ ص
(٦٨)
اصل پنجاه و نهم معجزه با ويژگيهاى چهارگانه ذيل، از سحر و جادو جدا مى شود آموزش ناپذيرى
١٠٥ ص
(٦٩)
اصل شصتم ارتباط پيامبران با جهان غيب، از طريق وحى صورت مى گيرد
١٠٧ ص
(٧٠)
اصل شصت و يكم بر خلاف انديشه ماديگراها، وحى نه زاييده تفكر و نبوغ پيامبران است
١٠٨ ص
(٧١)
عصمت پيامبران
١١٠ ص
(٧٢)
اصل شصت و دوم پيامبران الهى، در مقام تلقى وحى و حفظ و ابلاغ آن به امت
١١٠ ص
(٧٣)
اصل شصت و سوم پيامبران از هرگونه گناه و كار ناروا مصونند، و اعتماد مردم به صدق دعوت آنان
١١١ ص
(٧٤)
اصل شصت و چهارم پيامبران، علاوه بر مصونيت از گناه، در مقام داورى در منازعات
١١٣ ص
(٧٥)
اصل شصت و پنجم پيامبران، علاوه بر عصمت در مراحل ياد شده
١١٤ ص
(٧٦)
اصل شصت و ششم هر نوع استنباط عدم عصمت براى انبيا از ظواهر برخى آيات قرآن
١١٤ ص
(٧٧)
اصل شصت و هفتم عصمت پيامبران، از معرفت بالاى آنان به جلال و جمال حق متعال
١١٥ ص
(٧٨)
اصل شصت و هشتم عصمت پيامبر، با اختيار و آزادى وى منافات ندارد
١١٦ ص
(٧٩)
اصل شصت و نهم تمامى پيامبران معصوم هستند در عين حال
١١٧ ص
(٨٠)
كليات عقايد بخش ششم نبوت خاصه
١١٩ ص
(٨١)
اصل هفتادم حضرت محمد بن عبد اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) آخرين حلقه از سلسله انبياى الهى است
١٢١ ص
(٨٢)
اصل هفتاد و يكم در همان عصر نزول قرآن، زيبايى كلمات، تازگى تركيب
١٢٢ ص
(٨٣)
اصل هفتاد ودوم قرآن، علاوه بر اعجاز ادبى، از جهات گوناگون معجزه است آورنده قرآن
١٢٤ ص
(٨٤)
اصل هفتاد و سوم قرآن در خلال تشريح آيات الهى، از يك رشته اسرار علمى جهان آفرينش
١٢٦ ص
(٨٥)
اصل هفتاد و چهارم قرائن و شواهد گوناگون و اطمينان بخش، بر صدق دعوت پيامبر اسلام گواهى مى دهند سوابق
١٢٨ ص
(٨٦)
اصل هفتاد و پنجم تصديق پيامبر پيشين، يكى از طرق شناسايى پيامبران است
١٣٠ ص
(٨٧)
اصل هفتاد و ششم پيامبر اسلام، علاوه بر قرآن، معجزه ها و كرامات ديگرى
١٣١ ص
(٨٨)
ويژگيهاى نبوت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)
١٣٤ ص
(٨٩)
اصل هفتاد و هفتم آيين اسلام آيين عامّ جهانى است، نه منطقه اى و اقليمى
١٣٤ ص
(٩٠)
اصل هفتاد و هشتم پيامبر اسلام پيامبر خاتم، كتاب او خاتم كتابها، و شريعت او نيز پايان بخش تمام شرايع آسمانى است
١٣٥ ص
(٩١)
اصل هفتاد و نهم دين اسلام تأمين كننده جميع نيازهاى فطرى بشر بوده، و داراى اصولى ثابت و جاودان است
١٣٧ ص
(٩٢)
اصل هشتادم از ويژگيهاى شريعت اسلام، سهولت عقايد و نيز اعتدال و جامعيت آن در برنامه ريزى است
١٣٨ ص
(٩٣)
اصل هشتاد و يكم كتاب آسمانى مسلمانان، از هر نوع تحريف مصون مانده
١٤٠ ص
(٩٤)
اصل هشتاد و دوم برخى روايات دالّ بر تحريف، كه در كتب فريقين وارد شده است
١٤٣ ص
(٩٥)
كليات عقايد بخش هفتم امامت و خلافت
١٤٧ ص
(٩٦)
اصل هشتاد و سوم گروهى كه رهبرى جامعه اسلامى را پس از رحلت پيامبر از آنِ حضرت على و فرزندان معصوم او
١٤٩ ص
(٩٧)
اصل هشتاد و چهارم هرگز معقول نيست كه فردى براى ابدْ شريعتى را پايه گذارى كند
١٥١ ص
(٩٨)
اصل هشتاد و پنجم با در نظر گرفتن خطر مثلث روم، ايران، و منافقان در داخل(كه اسلام و مسلمين را در
١٥٣ ص
(٩٩)
اصل هشتاد و ششم مشيت حكيمانه الهى بر اين تعلق گرفته بود كه پيامبر
١٥٤ ص
(١٠٠)
اصل هشتاد و هفتم در روز هيجدهم ذى حجة الحرام سال دهم هجرت، آيه (يا أَيُّها الرّسول بلِّغ ما أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبّكَ) نازل
١٥٨ ص
(١٠١)
اصل هشتاد و هشتم حديث غدير از جمله احاديث متواتر اسلامى است كه 110 تن صحابى و 89 تابعى آن
١٦٠ ص
(١٠٢)
اصل هشتاد و نهم پيامبر با تعيين جانشين، كليه دشمنان اسلام را كه سوداى خاموش كردن چراغ اسلام
١٦٢ ص
(١٠٣)
اصل نودهم پس از درگذشت پيامبر، تعيين خليفه، به عنوان يك اصل مشروع و ضرورى
١٦٤ ص
(١٠٤)
اصل نود و يكم وظايف امام،پس از درگذشت پيامبر اسلام، از قرار زير است تبيين مفاهيم قرآن
١٦٥ ص
(١٠٥)
اصل نود و دوم با توجه به وظايف خطير فوق، شخص امام بايستى (همچون پيامبر) از هرگونه خطا و گناه معصوم باشد
١٦٨ ص
(١٠٦)
اصل نود و سوم اوصياى پيامبر دوازده نفر مى باشند و تعبير «اثنا عشر خليفة» در كتب فريقين آمده است
١٧٠ ص
(١٠٧)
اصل نود و چهارم مودّت و دوستى با خاندان رسالت(عليهم السلام) يك اصل قرآنى و فريضه اسلامى است
١٧٣ ص
(١٠٨)
امام دوازدهم غيبت و ظهور
١٧٤ ص
(١٠٩)
اصل نود و پنجم ظهور مردى از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در آخر الزمان براى اقامه عدل
١٧٤ ص
(١١٠)
اصل نود و ششم خصوصيات دوازدهگانه اين مصلح جهانى در روايات اسلامى آمده
١٧٥ ص
(١١١)
اصل نود و هفتم اولياى الهى بر دو نوعند «مرئى» و «غايب از نظر»
١٧٦ ص
(١١٢)
اصل نود و هشتم بخشى از وظايف امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه ـ، در دوران غيبت ايشان
١٧٧ ص
(١١٣)
اصل نود و نهم با توجه به وجود غيبت در زندگى برخى از پيامبران پيشين
١٧٨ ص
(١١٤)
اصل صدم وجود امام، لطفى از الطاف بزرگ الهى است و اگر مردم، چنانكه بايد و شايد
١٧٩ ص
(١١٥)
اصل صد و يكم ولادت حضرت ولى عصر ـ عجّل اللّه تعالى فرجه ـ در سال 255صورت گرفته است
١٨٠ ص
(١١٦)
اصل صد و دوم وقت ظهور آن حضرت بر كسى روشن نمى باشد و لحظه آن، مانند روز رستاخيز
١٨٠ ص
(١١٧)
كليات عقايد بخش هشتم جهان پس از مرگ
١٨٣ ص
(١١٨)
اصل صد و سوم اعتقاد به حيات پس از مرگ، از اصول مشترك ميان شرايع سماوى است
١٨٥ ص
(١١٩)
اصل صد و چهارم خداوند حق مطلق بوده و فعل او نيز بايد مثل خود وى حق و دور از لغو باشد
١٨٥ ص
(١٢٠)
اصل يكصد و پنجم قرآن به شبهات موجود پيرامون معاد پاسخ مى دهد، و در اين زمينه
١٨٧ ص
(١٢١)
اصل يكصد و ششم معاد انسانها در روز قيامت، هم جسمانى است و هم روحانى
١٨٩ ص
(١٢٢)
اصل يكصد و هفتم مرگ پايان زندگى انسان نيست، بلكه وى با مرگ
١٩٠ ص
(١٢٣)
اصل يكصد و هشتم حيات برزخى، با قبض روح از بدن شروع مى شود پس
١٩١ ص
(١٢٤)
اصل يكصد و نهم گروهى، معادِ مورد نظرِ اديان الهى را قبول نداشته و به جاى آن انديشه اى خام
١٩٣ ص
(١٢٥)
اصل يكصد و دهم مسخ در امّتهاى پيشين، به صورت «تناسخ» نبوده است
١٩٤ ص
(١٢٦)
اصل يكصد و يازدهم «اشراط الساعه»، علائم نزديك شدن رستاخيزاست اين علائم، به طور اجمال
١٩٦ ص
(١٢٧)
اصل يكصد و دوازدهم پيش از روز قيامت در دو نوبت «نفخ صور» انجام مى گيرد
١٩٧ ص
(١٢٨)
اصل يكصد و سيزدهم در روز رستاخيز، با شيوه هاى خاص، به حساب اعمال همه افراد رسيدگى مى شود
١٩٨ ص
(١٢٩)
اصل يكصد و چهاردهم شفاعت شافعان از گنهكاران امّت به اذن الهى در روز قيامت
٢٠٠ ص
(١٣٠)
اصل يكصد و پانزدهم طلب شفاعت از كسانى كه خداوند به آنان اذن شفاعت داده است اشكالى ندارد
٢٠٣ ص
(١٣١)
اصل يكصد و شانزدهم درهاى توبه بر روى بندگان گناهكار هميشه(جز لحظه مرگ) باز است
٢٠٦ ص
(١٣٢)
اصل يكصد و هفدهم انسان،در سراى ديگر، به سزاى اعمال نيك و بد خود مى رسد
٢٠٨ ص
(١٣٣)
اصل يكصد و هجدهم خلود و جاودانگى در دوزخ، ويژه كافران است و مؤمنين گناهكار(چنانچه
٢٠٩ ص
(١٣٤)
اصل يكصد و نوزدهم از آيات قرآن و احاديث برمى آيد كه دوزخ و بهشت هم اكنون نيز وجود دارند
٢١٠ ص
(١٣٥)
بخش نهم ايمان و كفر و بدعت و تقيه وتوسل و
٢١٣ ص
(١٣٦)
اصل يكصد و بيستم جايگاه اصلى ايمان، قلب است و در صدقِ عنوانِ مسلمانى
٢١٥ ص
(١٣٧)
اصل يكصد و بيست و يكم ايمان قلبى در صورتى اثر بخش است كه شخص آن را اظهار كند
٢١٧ ص
(١٣٨)
اصل يكصد و بيست و دوم هر مسلمانى كه به اصول سه گانه معتقد باشد تكفير آن حرام است
٢١٩ ص
(١٣٩)
اصل يكصد و بيست و سوم بدعت، لغتاً به معنى كار نو و بى سابقه است و اصطلاحاً عبارت است
٢١٩ ص
(١٤٠)
اصل يكصد و بيست و چهارم جايى كه اظهار عقيده صحيح، مايه توجه خطر به جان، مال
٢٢٤ ص
(١٤١)
اصل يكصد و بيست و بنچم تقيه، در برخى از شرايطْ واجب است، ولى در شرايطى كه تقيه كردن
٢٢٧ ص
(١٤٢)
اصل يكصد و بيست و ششم زندگى بشر (و اصولاً جريان طبيعت) بر كمك گيرى از اسباب استوار است
٢٢٩ ص
(١٤٣)
اصل يكصد و بيست و هفتم توسل به اسماى الهى و نيز به دعاى صالحان
٢٣١ ص
(١٤٤)
اصل يكصد و بيست و هشتم تقديرات قطعى الهى تغييرپذير نيست، ولى تقديرات مشروط و معلَّقِ وى قابل رفع و
٢٣٥ ص
(١٤٥)
اصل يكصد و بيست و نهم همان گونه كه در امّتهاى پيشين، طبق مشيت الهى
٢٣٩ ص
(١٤٦)
اصل يكصد و سى ام صحابه پيامبر، چه آنها كه در جنگهاى بدر و اُحُد و احزاب و حُنَين شربت شهادت نوشيده اند
٢٤٢ ص
(١٤٧)
اصل يكصد و سى ويكم مهر ورزيدن ودوست داشتن پيامبر وخاندانش يكى از اصول اسلام است
٢٤٤ ص
(١٤٨)
اصل يكصد و سى ودوم فلسفه سوگوارى براى شهداء پيروى از يعقوب نبىّ وپيامبر اسلام در جنگ احد است
٢٤٩ ص
(١٤٩)
اصل يكصد و سى وسوم خردمندان جهان آثار نياكان خود را بعنوان ميراث فرهنگى حفظ مى كند
٢٥٠ ص
(١٥٠)
اصل يكصد و سى وچهارم زيارت قبور مؤمنان وزيارت قبور انبياء واولياء الهى از اصول اسلام است كه
٢٥٤ ص
(١٥١)
اصل يكصد و سى وپنجم غلو بمعنى تجاوز از حد است وكسانى كه در مقامات پيامبران وپيشوايان معصوم
٢٥٥ ص
(١٥٢)
بخش دهم حديث ، اجتهاد و فقه
٢٥٧ ص
(١٥٣)
اصل يكصد و سى و ششم احاديثى كه راويان ثقه و عادل از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده اند
٢٥٩ ص
(١٥٤)
اصل يكصد و سى و هفتم احاديث و رواياتى كه از امامان دوازدهگانه (عليهم السلام) به دست ما رسيده است
٢٦٠ ص
(١٥٥)
اصل يكصد و سى و هشتم احاديث رسول گرامى و اهل بيت طاهرين او ، (سلام اللّه عليهم اجمعين)
٢٦٣ ص
(١٥٦)
اصل يكصد و سى و نهم در فقه شيعه، باب اجتهاد از روز نخست به روى فقيهان باز بوده و هيچگاه بسته نشده است
٢٦٥ ص
(١٥٧)
اصل يكصد و چهلم قول صحابى در صورتى كه سنت پيامبر را نقل كند حجت است
٢٦٧ ص
(١٥٨)
اصل يكصد و چهل و يكم بر هر مسلمانى لازم است نسبت به اصول عقايد تحصيل يقين كند
٢٦٧ ص
(١٥٩)
برخى از احكام فقهى مورد اختلاف
٢٦٨ ص
(١٦٠)
اصل يكصد و چهل و دوم شيعه درموقع وضو گرفتن دستها را از بالا تا سر انگشتان مى شويد
٢٦٨ ص
(١٦١)
اصل يكصد و چهل و سوم شيعه معتقد است كه در حال سجده بايد بر زمين طبيعى
٢٧١ ص
(١٦٢)
اصل يكصد و چهل و چهارم تفريق بين نمازهاى ظهر و عصر، و نيز بين مغرب و عشا، مستحب است
٢٧٣ ص
(١٦٣)
اصل يكصد و چهل و پنجم ازدواج موقت، نوعى از ازدواج مشروع است قرآن بر مشروع بودن
٢٧٦ ص
(١٦٤)
اصل يكصد و چهل و ششم در حال نماز نبايستى دستها را روى هم نهاد، و نمازگزاردن به صورت دست بسته
٢٧٩ ص
(١٦٥)
اصل يكصد و چهل و هفتم نوافل شبهاى ماه رمضان مستحب است، ولى گزاردن آن به صورت جماعت
٢٨٠ ص
(١٦٦)
اصل يكصد و چهل و هشتم بر هر مسلمانى لازم است بحكم آيه چهل ويك انفال يك پنجم در آمد خود
٢٨١ ص
(١٦٧)
اصل يكصد و چهل و نهم تمدن اسلامى مرهون تلاشهاى بى وقفه همه مسلمانان است
٢٨٣ ص
(١٦٨)
اصل يكصد و پنجاهم در فرق ميان فرقه هاى اسلامى در برخى از فروع، مانع از اتحاد
٢٨٦ ص
(١٦٩)
كتابنامه
٢٨٩ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص

منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥ - اصل چهل و يكم يكى از صفات فعل خداوند حكمت است وحكيم يكى از نامهاى او به شمار مى رود

اصل چهل و يكم

يكى از صفات كمال خداوند، حكمت است، چنانكه حكيم از نامهاى او است. مقصود از حكيم بودن خداوند اين است كه:

اوّلاً، افعال خداوند از نهايت اتقان و كمال برخوردار است.

ثانياً، خداوند از انجام كارهاى ناروا و عبث منزه است.

گواه معنى نخست، نظام شگفت انگيز جهان آفرينش است كه كاخ عظيم خلقت را به نحو احسن برافراشته است، چنانكه مى فرمايد: (صُنْعَ اللّهِ الّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْء) (نمل/٨٨): آفرينش خدايى كه هر چيز را به نحو متقن آفريده است.

گواه معنى دوم نيز اين آيه است كه مى فرمايد:(ما خَلَقْنَا السَّماءَ والأرضَ وَ ما بَيْنَهِما باطلاً)(ص/٢٧): آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آن دو قرار دارد، به باطل (بيهوده) نيافريديم.

گذشته از اين، خداوند كمال مطلق است و فعل او نيز بايد از كمال برخوردار بوده و از عبث و بيهودگى پيراسته باشد.