منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٧ - اصل يكصد و سى ويكم مهر ورزيدن ودوست داشتن پيامبر وخاندانش يكى از اصول اسلام است
وتكونَ عترتي أحبَّ إليه من عترته، ويكون أهلي أحبَّ إليه من أهله»[١]: مؤمن به شمار نمى رود بندهاى مگر اينكه مرا بيش از خود دوست بدارد، و فرزندان مرا بيش از فرزندانش، و خاندان مرا فزون از خاندان خود، دوست بدارد.
٢. در حديث ديگر در باره عترت خود مى فرمايد: «مَنْ أحبّهم أحبّه اللّه و من أبغضهم أبغضه اللّه»[٢]: هر كس آنها را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هركس آنها را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است.
تا اين جا با دلايل اين اصل (مهر ورزيدن به پيامبر و عترتش) آشنا شديم، اكنون سؤال مى شود:
١. سودى كه امت از مهر ورزيدن به پيامبر وعترت او مى برد چيست؟!
٢. شيوه مهر ورزى و تكريم نسبت به پيامبر و خاندان او چيست؟!
درباره مطلب نخست يادآور مى شويم: محبت به انسان با كمال و با فضيلت، خود نردبان صعود به سوى كمال است، هرگاه انسانى فردى را از صميم دل دوست بدارد، كوشش مى كند خود را با او همگون سازد و آنچه كه مايه خرسندى او است انجام داده، و آنچه او را آزار مى دهد ترك نمايد.
ناگفته پيداست وجود چنين روحيه اى در انسان مايه تحول بوده و سبب مى شود كه پيوسته راه اطاعت را در پيش گيرد و ازگناه بپرهيزد. كسانى كه در زبان اظهار علاقه كرده ولى عملاً با محبوب خود مخالفت مىورزند، فاقد محبت واقعى مى باشند، امام صادق (عليه السلام) بر اين موضوع با دو بيت استدلال كرد و فرمود:
[١] مناقب الامام امير المؤمنين نكارش حافظ محمد بن سليمان كوفى ج ٢ ح ٦١٩ و ٧٠٠. وبحار الأنوار ج ١٧ ص ١٣، علل الشرايع باب ١١٧ ح ٣. [٢] مناقب الامام امير المؤمنين نكارش حافظ محمد بن سليمان كوفى ج ٢ ح ٦١٩ و ٧٠٠. وبحار الأنوار ج ١٧ ص ١٣، علل الشرايع باب ١١٧ ح ٣.