منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١ - اصل چهل و سوم در تفسير صفات خبرى (مانند«يد اللّه»، «وجه اللّه»، «عين اللّه» و «استواء على العرش)»
علت اينكه اينها را صفات خبريه مى گويند اين است كه فقط نقل از آن خبر داده است.
لازم به يادآورى است كه از نظر عقل و خرد نمى توان اين صفات را بر معناى عرفى آن حمل نمود، زيرا لازمه آن تجسيم و تشبيه است كه عقل و نقل بر نادرستى آن گواهى مى دهد، بدين جهت براى دستيابى به تفسير واقعى اين صفات، بايد مجموع آيات قرآن را در نظر گرفت. ضمناً بايد دانست كه زبان عرب مانند ديگر زبانها آكنده از مجاز و كنايه است و قرآن كريم كه با زبان قوم سخن مى گويد اين شيوه را به كار گرفته است. اينك به تبيين اين صفات مى پردازيم:
الف ـ در آيه نخست مى گويد: آنان كه با تو بيعت مى كنند (دست تو را به عنوان بيعت مى فشرند) همانا با خدا بيعت مى كنند( زيرا بيعت با فرستاده، بيعت با فرستنده است). سپس مى گويد: دست خدا بالاى دستهاى آنها است، يعنى قدرت خدا برتر از قدرت آنها است، نه اينكه خدا داراى دست جسمانى بوده و دستهاى وى بالاى دستهاى آنها قرار دارد. گواه اين مطلب آن است كه در ادامه آيه مى گويد:(فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوفى بِما عاهَدَ عَلَيهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً) . آن كس كه بيعت شكنى كند به زيان خود عمل كرده است، و آن كس كه به بيعت خود وفادار باشد، پاداش عظيم خواهد داشت.
اين نوع سخن گفتن كه پيمان شكنان را تهديد كرده و وفا كنندگان به پيمان را نويد مى دهد، نشان دهنده اين است كه مقصود از «يد اللّه»قدرت و حاكميت خداوند است، و اصولاً كلمه «يد» گاه در فرهنگهاى مختلف كنايه از قدرت مى باشد، چنانكه مى گويند: دست بالاى دست بسيار است.
بسيارى از مفسران مانند زمخشرى در كشاف:٣/٣٣٥، و طبرسى در مجمع البيان:٥/١١٣، مى گويند:جمله ياد شده كنايه از اين است كه بيعت آنان با پيامبر، به يك معنى بيعت با خدا است، و هدف بزرگ شمردن بيعت با پامبر است.
ب ـ مقصود از وجه در مورد خداوند متعال، ذات خداوند است، نه