منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢ - اصل بيست و چهارم حيات عقلانى انسان و پرورش فكر وى، در اسلام جايگاه ويژه اى دارد
اسلام ممنوع است. به تعبيرى روشنتر، هر نوع سلطه گرى و سلطه پذيرى ناروا، اكيداً ممنوع مى باشد. امير مؤمنان على (عليه السلام)مى فرمايد: «ولا تكُنْ عبدَ غيرك وقدْ جعَلَكَ اللّهُ حرّاً»[١]: بنده ديگرى مباش، وحال آنكه خدا ترا آزاد آفريده است.
نيز مى فرمايد: «انّ اللّه تبارك و تعالى فوّض إلى المؤمن كلّ شيء إلاّ اذلال نفسه»: خدا كارهاى فرد با ايمان را به دست خود او سپرده (و او را در انجام و ترك آنها آزاد گذارده) جز خوار ساختن خويش را.[٢]
روشن است كه حكومتهاى مشروع الهى با اين قانون منافات ندارد، چنانكه توضيح آن در بحث آينده خواهد آمد.
اصل بيست و چهارم
حيات عقلانى انسان از ديدگاه اسلام جايگاه ويژه اى دارد، زيرا برترى و ملاك امتياز انسان از ساير حيوانات به قوه تفكر و نيروى خرد او است. از اين روى در آيات بسيارى از قرآن كريم، بشر به تفكر و انديشه ورزى دعوت شده است تا آنجا كه پرورش فكر و تفكر در مظاهر خلقت را از ويژگى هاى خردمندان دانسته است. چنانكه مى فرمايد:
(الّذينَ يَذْكُرُونَ اللّه قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَّفَكرونَ فِي خَلْقِ السَّمواتِوالأَرض رَبَّنا ما خَلَقْتُ هذا باطِلاً) (آل عمران/١٩٢): آنان كسانى هستند كه خدا را، ايستاده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيده اند، ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى انديشند و مى گويند: پروردگارا اين جهان را بيهوده نيافريده اى(آيات مربوط به لزوم تفكر و مطالعه در مظاهر خلقت و آيات الهى بيش از آن است كه در اينجا نقل شود).
[١] نهج البلاغه، بخش نامه ها، شماره ٣٨. [٢] وسائل الشيعه:١١/٤٢٤، (كتاب الأمر بالمعروف، باب ١٢، حديث٤).