منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٧ - اصل يكصد و بيست و يكم ايمان قلبى در صورتى اثر بخش است كه شخص آن را اظهار كند
اصل يكصد و بيست ويكم
گرچه حقيقت ايمان همان اعتقاد قلبى است، ولى نبايد پنداشت كه اين مقدار از ايمان براى رستگارى انسان كافى است، بلكه شخص بايد به آثار و لوازم عملى آن نيز ملتزم باشد. لذا در بسيارى از آيات وروايات، مؤمن واقعى كسى شناخته شده است كه ملتزم به آثار ايمان و انجام دهنده فرايض الهى باشد. چنانكه قرآن در سوره عصر همه انسانها را زيانكار شمرده و از آن ميان تنها گروه زير را استثنا كرده است: (إِلاّالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ) : مگر كسانى كه ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند و همديگر را به حق و پايدارى در راه آن سفارش كنند.
امام باقر (عليه السلام) از حضرت على (عليه السلام) نقل مى كند كه مردى به او گفت: آيا هركس به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر گواهى دهد، مؤمن است؟ حضرت فرمود:«فَأَين فرائض اللّه» : پس فرائض الهى كجا رفت؟!
نيز امير مؤمنان فرمود: لو كان الايمانُ كلاماً لم يَنزِل فيه صوم ولا صلاة ولا حلال و لا حرام: اگر ايمان، به صِرفِ گفتن شهادتين بود، ديگر روزه و نماز، و حلال وحرامى تشريع نمى گشت.[١]
از گفتار فوق نتيجه مى گيريم كه، ايمان داراى مراتب مختلف بوده و هر مرتبه اى نيز براى خود اثرى ويژه دارد. اعتقاد قلبى به ضميمه اظهار يا دست كم عدم انكار، كمترين مرتبه ايمان است كه يك رشته آثار دينى و دنيوى بر آن مترتب مى گردد، در حاليكه مرتبه ديگر ايمان، كه مايه رستگارى انسان در دنيا و آخرت است، در گرو التزام به آثار عملى آن مى باشد.
نكته در خور ذكر اين است كه در برخى از روايات عمل به فرايض دينى
[١] كافى:٢/٣٣، حديث ٢.