علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠ - ٤ القاء روح
موضوع بحث در اين بررسى آگاهى پيامبران از طريق نخست نيست، يعنى نمى خواهيم ثابت كنيم كه به پيامبران وحى مى شود كه خود تنها يك نوع اطلاع از غيب است و نمى خواهيم بگوييم كه پيامبر اسلام مثلاً از طريق وحى قرآنى از يك رشته امور پنهان از غيب آگاه مى گردد همچنان كه از طريق وحى قرآنى از پيروزى مجدد روميان آگاه شد زيرا يك چنين آگاهى از غيب در ميان دينداران جهان منكرى ندارد كه درباره آن، بحث و گفتگو كنيم.
آنچه موضوع بحث ما را تشكيل مى دهد اين است كه پيامبران و اولياء الهى از طرقى كه به مهمترين منابع آنها اشاره شده، از يك رشته امور پنهان از حس آگاه مى گردند و آنها را در اختيار امت مى گذارند و از اين طريق، ارتباط خود را با جهان غيب ثابت مى نمايند.
اگر چنين گزارش ها با ادعاى رهبرى و جانشينى از پيامبر اسلام، قرين و همراه گردد مى تواند كمك مؤثرى به حقانيت ادعا بنمايد و از اين جهت گروهى از علما و دانشمندان محقق اسلام، آگاهى امام از غيب را، نشانه فضيلت و برترى و يا گواه بر حقانيت ادعاى او در موضوع امامت مى دانند.