علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦ - علل معرفت سوم
افق حس ما بيرون مى باشد، از طرف ديگر، مطالبى كه وحى شده نيز گزارش از امور پنهان از حس مى باشد براى تفكيك غيب نخست از غيب دوم به مثال زير توجه فرماييد:
مثلاً قرآن در يك جا مى فرمايد:
(اَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعلَ رَبُّكَ بِأَصحابِ الْفِيلِ * أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِى تَضليل).[١]
« آيا نديدى كه خداى تو به سپاه پيل چه كرد، مگر نيرنگ آنان را قرين گمراهى نساخت؟».
اين گونه آيات از اين نظر غيب است كه پيامبر بدون ابزار عادى توانست چنين الفاظ و معانى را از مقام ربوبى بگيرد ولى هرگز از نظر مضمون، گزارش از غيب نيست و از روى يك امر پنهان، پرده برنداشته است، زيرا مردم حجاز از وضع سپاه پيل آگاه بودند حتى در روز نزول اين آيات گروهى بودند كه حادثه نابودى سپاه پيل را با ديدگان خود ديده بودند. ولى در آيه مربوط به پيروزى مجدد روم، علاوه بر اين قسمت، غيب ديگرى نيز در كار است و آن اين كه قرآن از امرى پوشيده بر مردم، پرده برداشته و جريانى را كه در آينده رخ خواهد داد، به اطلاع مردم رسانيده
[١] سوره فيل، آيه هاى ١و٢.