علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦ - آيه هفتم
«از افرادى كه براى آنان پيامبر اعزام كرده ايم، سؤال مى كنيم، واز پيامبران نيز مى پرسيم».
از بسيارى از آيات استفاده مى شود كه مجرمان و گنهكاران از آينده خود آگاه مى باشند و با تأسّف فراوانى مى گويند:
(يا لَيْتَنى اتَّخذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً).[١]
«اى كاش راه پيامبر را مى رفتم».
(يا وَيْلَتا لَيْتنى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً).[٢]
«اى كاش با فلانى دوست نمى شدم».
(فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنّا مُوقِنُون).[٣]
«ما را باز گردان تا عمل صالح انجام دهيم ما به يقين رسيده ايم».
آيا صحيح است كه امت، از وضع خود آگاه بوده و سر به زير افكنده و آرزوهايى بنمايد امّا پيامبران كه مدت ها با امت هاى خود زندگى كرده اند، از خود، هر نوع آگاهى را به طور حقيقى سلب نمايند؟!
بنابراين ، مفاد آيه (لا عِلْمَ لَنا) روشن است و با آيات مربوط به آگاهى پيامبر از غيب منافاتى ندارد.
[١] سوره فرقان، آيه ٢٧. [٢] سوره فرقان، آيه ٢٨. [٣] سوره سجده، آيه ١٣.