علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٧ - توضيح اين كه
(فَيَسْقى رَبَّهُ خَمْراً وَأَما الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيرُ مِنْ رَأْسِهِ...).[١]
«هنگامى كه يوسف(عليه السلام) زندانى شد دو جوان هم با او زندانى شدند يك روز يكى از آنها به يوسف (عليه السلام) گفت:خواب ديدم كه انگورى مى فشارم و ديگرى گفت: خواب ديدم كه نانى بر روى سر گذارده ام و پرندگان از آن نان مى خورند و هر دو تعبير خواب خود را از يوسف(عليه السلام)خواستند و گفتند ما تو را از نيكوكاران مى بينيم يوسف در تعبير خواب اوّلى فرمود: تو ساقى پادشاه مى شوى و به دومى گفت: تو را به دار مى زنند و مرغان هوا بخشى از سرت را مى خورند...».
و به تصريح قرآن مجيد همين طور هم شد. يكى از آنان نجات يافت و ساقى دربار گشت و ديگرى اعدام شد. روشن است كه اين تعبير خواب از خبرهاى غيبى حضرت يوسف به شمار مى آيد.
***
١٠. (وَقالَ الْمَلِكُ إِنّى أرى سَبْعَ بَقَرات سِمان يَأَكُلْهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلات خُضْر وَأُخَرَ يابِسات... يُوسُفُ أَيُّها الصِّديقُ أَفْتِنا فِى سَبْعِ )
[١] همان سوره، آيه ٣٦ـ ٤٤.