علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥ - ١ با حقيقت غيب آشنا شويم!
يعنى امورى كه از قلمرو ابزار آگاهى هاى عادى او بيرون مى باشد. مثلاً هنگامى كه آفتاب از ديدگان انسان مستور و پنهان مى گردد، مى گويند: «غابت الشمس»; آفتاب پنهان گرديد.
قرآن چيزهايى را كه از قلمرو حس بشر بيرون باشد«غائبة» مى گويد، آن جا كه مى فرمايد:
(وَما مِنْ غائِبَة فِى السَّماءِ وَ الأَرْضِ إِلاّ فى كِتاب مُبين).[١]
«هيچ امر پنهانى در آسمان و زمين نيست، مگر آن كه در كتاب مبين مضبوط مى باشد».
قرآن در آيات متعددى، خدا را با صفت «عالم الغيب والشهادة» توصيف مى كند، مقصود اين است كه علم او بر آنچه كه از قلمرو حس بشر خارج است، يا در قلمرو حواس او قرار دارد، محيط و مسلط مى باشد و او از آنچه كه از شما غايب يا بر شما محسوس است آگاه مى باشد.
از اين بيان مى توان دو مطلب را نتيجه گرفت.
١. در زبان عرب نقطه مقابل «غيب»، لفظ «شهادت» است و لذا قرآن خدا را به «عالم الغيب والشهادة» توصيف
[١] سوره نمل، آيه٧٥.