علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٩ - آيه پنجم
يعنى اگر بدون تعليم الهى و از پيش خود عالم به غيب بودم خير فراوانى براى خويش جمع آورى مى كردم و هيچ بدى به من نمى رسيد. امّا چون آگاهى من از غيب، ذاتى نيست و به تعليم الهى است هر كجا خدا بخواهد من از غيب آگاه خواهم شد همان طور كه هر كجا خدا بخواهد از قدرت و توانايى مخصوصى برخوردار خواهم بود.
آيه پنجم
(وَمِمَّنْ حَولَكُمْ مِنَ الأَعراب مُنافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدينَة مَردوا عَلى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُم سَنُعَذِبهُمْ مَرَّتين ثُمَّ يُردُونَ إِلى عَذاب عَظيم).[١]
«گروهى از مردم مدينه به نفاق پاى بندند، تو آنان را نمى شناسى ما مى شناسيم، آنان دوبار معذب مى گردند، سپس به عذاب بزرگ برمى گردند».
تكيه ما در اين آيه بر روى جمله (لا تعلمهم) است كه پيامبر به نص قرآن گروهى از منافقان را نمى شناخت، و اين عدم آگاهى، با علم غيب سازگار نيست.
[١] سوره توبه، آيه ١٠١.