علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٤ - آيه نخست
قرآن مجيد در سوره فرقان و نيز در آغاز آيه مورد بحث، به اين انتقاد پاسخ مى دهد كه اين پيامبر با پيامبران پيشين از اين جهت ها يكسان است زيرا آنان نيز غذا مى خوردند و با مردم معاشرت داشتند و در اين صورت كار اين پيامبر، نوظهور و بى سابقه نيست چنان كه مى فرمايد:
(قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُل).
«من در اين كارها بر خلاف روش پيامبران پيشين نيستم».
و در سوره فرقان مى فرمايد:
(وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلينَ إِلاّ انّهُمْ ليَأْكُلُونَ الطَّعام وَيَمْشُونَ فِى الأَسواق...).[١]
«پيامبرانى كه پيش از تو فرستاديم همگى (مانند تو) غذا مى خوردند و در بازار آمد و شد داشتند».
از نخستين جمله آيه مورد بحث، و نيز از آيه سوره فرقان برمى آيد كه مشركان از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)انتظار مافوق بشرى داشتند به اين معنى كه مقام نبوت را با غذا خوردن و راه رفتن در بازار سازگار نمى دانستند.
و به دنبال اين انتظار باز انتظار داشتند كه پيامبر داراى قدرت خاص و مافوق بشرى، و ذاتاً و بدون تعليم و وحى الهى از غيب آگاه باشد و از پنهانى ها خبر دهد به گمان اينكه علم غيب براى او تفويض شده است.
خداوند در رد اين انديشه بى اساس، به پيامبر خود مى فرمايد: به آنان بگو: من بشرى بيش نيستم و هيچ بشرى بدون تعليم الهى نمى توند از آينده و سرنوشت خود و ديگران آگاه گردد.
(وَما أَدْرى ما يَفْعَلُ بى وَلا بِكُمْ).
«من هم نمى دانم كه با من و شما چگونه رفتار مى شود».
بنابراين، آيه شريفه، به آن رشته آگاهى از غيب نظر داد كه بدون تعليم الهى و به صورت تفويض باشد و اين نوع علم غيب با صراحت كامل از پيامبر نفى شده است ولى نفى اين علم
[١] سوره فرقان، آيه ٢٠.