مديريت در خانه و خانواده - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ١٧
وجود دارد «وَ فيهِ شائِبَةُ الْعِبادَةِ.» «١» از اين رو، فقه اسلامى ازدواج را مستحب مؤكّد و گاه واجب اعلام كرده است.
مقدس بودن ازدواج و كانون خانواده را از چند جهت مىتوان تبيين كرد: نخست اينكه، ازدواج، حصار خودى را در هم مىشكند و با اين پيمان، دو گل به هم مىپيوندند و روحى واحد را تشكيل مىدهند و از حصار خودپرستى خارج مىگردند. اسلام، زن و مرد مجرّد را كه تن به ازدواج نمىدهند مذمّت كرده است. دوم اينكه، ازدواج از افتادن به گناه و معصيت جلوگيرى مىكند و موجبات طهارت و تعالى روح را فراهم مىسازد. سوم اينكه، ازدواج، يگانه مكتب صلاحيتدار تربيت نسل آينده است و چيزى نمىتواند جايگزين آن شود. «٢» ضرورت و اهميت مديريت در خانواده مديريت و رهبرى يك ضرورت اجتماعى است. مجموعههاى انسانى بدون مديريت، سامان نمىگيرد و بىنظمى و هرج و مرج شيرازه آن را فرو مىپاشد. خانواده هم كه سلول اوليه پيكره اجتماع است، بدون مديريت اصولى و صحيح سامان نخواهد يافت. ضرورت و اهميت اين مسئله آنچنان آشكار است كه رسول خدا (ص) در هر اجتماع دو سه نفرى بر مديريت يك نفر تأكيد مىورزد و مىفرمايد:
اذا كُنْتُمْ ثَلاثَةً فى سَفَرٍ فَامِّرُوا احَدَكُمْ. «٣» هرگاه سه نفرى مسافرت كنيد، يكى را مدير قرار دهيد.
امام على (ع) نيز مىفرمايد:
انَّهُ لابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ اميرٍ بَرٍّ اوْ فاجِرٍ يَعْمَلُ فى امْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ، وَ يَسْتَمْتِعُ فيهَا الْكافِرُ. «٤» مردم به زمامدارى نيك يا بد نيازمندند، تا در سايه حكومت و مديريت او، مؤمن به كار خود مشغول شود و كافر هم بهرهمند گردد.