مديريت در خانه و خانواده - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٤٨
خود در برابر شوهر به او اطمينان مىدهد كه همسر آرمانى اوست و مىتواند او را سعادتمند كند.
زن با كمالات خود، خودسازى، انس با خدا و استمداد از او مىتواند نگرانى ناشى از احساس ناخشنودى از زندگى شوهر را به اطمينان و آرامش تبديل كند.
زن مىتواند با پرهيز از بدبينى و بدگمانى و اعتماد به همسرش به او ثابت كند كه در دلش جاى دارد و ذرّهاى به او و كارهايش شك ندارد.
زن با مديريت صحيح كانون خانواده، گذشت و فداكارى، صبورى، كم كردن توقعات، چشمپوشى از لغزشهاى شوهر در زندگى مشترك، پرهيز از جدال بيهوده، در نظر گرفتن خشنودى خدا و با اخلاق خوش و كريمانهاش در برخورد با شوهر و فرزندان، آرامش و نشاط را به زندگى مشترك هديه مىكند.
نقش ايمانِ زن را در ايجاد اين آرامش و نشاط نبايد از نظر دور داشت. هر چه زن از قدرت ايمان بيشتر برخوردار باشد، در ايجاد محيطى صميمى و گرم و آرام تواناتر خواهد بود.
همكارى و كمك به شوهر بزرگترين موفقيت براى زن اين است كه همكار خوبى براى شوهرش باشد. مراد از همكارى در اينجا آشپزى و رسيدگى به تغذيه شوهر، شستن ظرف و لباس و مانند آن نيست، اگرچه اينها نيز كمك و همكارى است. منتها مراد از همكارى، بيشتر همكارى روحى است؛ به اين معنا كه:
زن ضرورتهاى مرد را درك كند، فشار اخلاقى روى او وارد نياورد، كارى نكند كه او در امر زندگى مستأصل شود و خداى نكرده به راههاى نادرست متوسّل بشود. او را به ايستادگى و مقاومت در ميدانهاى زندگى تشويق كند و تحريص نمايد. اگر چنانچه كار او مستلزم اين است كه يك مقدارى به وضع خانوادگى مثلًا رسيدگى كافى نداشته باشد، اين را به رخ او نكشد، اينها مهم است. اينها وظيفههايى است از طرف زن. «١» كمك واقعى به شوهر اين است كه هرگاه شوهرش در زندگى گرفتارى و مشكلى پيدا مىكند، ترديد و ابهامى برايش رخ مىدهد، در چنين موقعيتى بايد همسرش به او كمك كند،