آسيب شناسى خانواده - ویسی، غلامرضا - الصفحة ١٥ - مقدمه
مقدمه
خانواده كوچكترين واحد اجتماعى و نهادى اساسى و محورى در جامعه است و به عنوان هستۀ اوليۀ ساير نهادهاى اجتماعى به شمار مىآيد. به همين دليل ميزان موفقيت و سهم افراد براى ايفاى نقش در واحدهاى بزرگ اجتماعى، بستگى تام به نحوۀ رشد، تربيت و شكوفايى استعدادهاى آنان در نهاد مقدس خانواده دارد. خانواده محل رشد و بالندگى استعدادها و بروز خلاقيت و مهد تربيت انسانها و سرچشمۀ محبتها و عاطفهها است. چنانكه اسلام آن را محبوبترين نهادها نزد خداوند معرف كرده است.
ما اعتقاد راسخ داريم، همواره سيادت و برترى، پيشرفت و موفقيت، از آن ملتهايى است كه در آنها خانواده اساس محكمترى دارد و برعكس، انحطاط هر قوم و ملّت از زمانى آغاز شده كه در اساس خانوادههاى آنان سستى رسوخ كرده است. خانوادهاى كه براساس بنيان مستحكم و اصول صحيح شكل بگيرد اعضاى آن مىتوانند در تحولات جامعه و بشريت ايفاى نقش نموده و حتى مسير آن را عوض كنند.
با اين وجود تمدن صنعتى و شرايط حاصل از تحولات پسانوگرايى موجبات فروپاشى و اضمحلال كامل نهاد خانواده را فراهم كرده و چشمانداز تاريك و ناخوشايندى را نيز در اين زمينه ترسيم نموده است. به همين جهت بررسى اصول، اركان، اهداف، كاركردها و مهمتر از همه شناخت آسيبهاى اين نهاد ارزشمند و دستيابى به رهيافتهايى براى پيشگيرى از اين