احکام قضایی
(١)
پیشگفتار
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
الف قضاوت
١٥ ص
(٤)
صفات قاضی
١٥ ص
(٥)
قضاوت مأذون
١٧ ص
(٦)
ب شهادت
١٨ ص
(٧)
دقت در ادای شهادت
١٩ ص
(٨)
موضوع شهادت
٢٠ ص
(٩)
اثبات حق الله
٢٠ ص
(١٠)
اثبات حق الناس
٢١ ص
(١١)
چند مسأله
٢١ ص
(١٢)
اهمیت و ضرورت اجرای حدود
٢٣ ص
(١٣)
موارد اجرای حدود
٢٤ ص
(١٤)
1- زنا
٢٤ ص
(١٥)
راه های اثبات زنا
٢٥ ص
(١٦)
اقسام حد
٢٦ ص
(١٧)
چگونگی اجرای حد
٢٦ ص
(١٨)
2- لواط
٢٧ ص
(١٩)
احكام لواط
٢٨ ص
(٢٠)
3- مساحقه
٢٩ ص
(٢١)
یک نکته
٣٠ ص
(٢٢)
4- قذف
٣٠ ص
(٢٣)
شرایط قذف، قذف کننده و قذف شونده
٣١ ص
(٢٤)
راههای اثبات قذف
٣٢ ص
(٢٥)
ناسزاگویی به معصومین (ع)
٣٢ ص
(٢٦)
5- شرابخواری
٣٣ ص
(٢٧)
پیامدهای شرابخواری
٣٣ ص
(٢٨)
حد شرابخواری
٣٤ ص
(٢٩)
راه اثبات شرابخواری
٣٥ ص
(٣٠)
دو نکته
٣٥ ص
(٣١)
6- سرقت
٣٦ ص
(٣٢)
راههای اثبات سرقت
٣٧ ص
(٣٣)
شرایط مال مسروقه
٣٨ ص
(٣٤)
حد سرقت
٣٩ ص
(٣٥)
7- محاربه
٣٩ ص
(٣٦)
محارب کیست؟
٤٠ ص
(٣٧)
حد محارب
٤٠ ص
(٣٨)
کیفیت اجرای حد محارب
٤٠ ص
(٣٩)
توبه محارب
٤١ ص
(٤٠)
8- ارتداد
٤١ ص
(٤١)
اقسام مرتد
٤٢ ص
(٤٢)
شرایط حکم به ارتداد
٤٢ ص
(٤٣)
احکام ارتداد
٤٢ ص
(٤٤)
تعزیرات شرعی
٤٧ ص
(٤٥)
ابزار تعزیر
٤٨ ص
(٤٦)
تعزیرات حکومتی
٤٨ ص
(٤٧)
کیفیت مجازات ها
٤٩ ص
(٤٨)
اهمیت قصاص
٥٣ ص
(٤٩)
موجبات قصاص
٥٣ ص
(٥٠)
1- قتل نفس
٥٣ ص
(٥١)
2- نقص عضو و جراحت
٥٦ ص
(٥٢)
پیشینیه دیه
٥٩ ص
(٥٣)
موارد ثبوت دیه
٦٠ ص
(٥٤)
1- دية قتل
٦٠ ص
(٥٥)
حكم اقسام قتل
٦١ ص
(٥٦)
بيمة حوادث
٦٣ ص
(٥٧)
عاقله
٦٣ ص
(٥٨)
2- دید اعضای بدن
٦٦ ص
(٥٩)
٣ - دية حواس بدن
٧٤ ص
(٦٠)
حکم مباشر و سبب
٧٦ ص
(٦١)
1- مباشرت
٧٦ ص
(٦٢)
2- سبب شدن
٧٩ ص
(٦٣)
3- تزاحم موجبات
٨١ ص
(٦٤)
مفهوم «تزاحم حقوق»
٨٥ ص
(٦٥)
گونه های تزاحم حقوق
٨٦ ص
(٦٦)
1- تزاحم حقوق الله با یکدیگر
٨٦ ص
(٦٧)
2- تزاحم حقوق الله با حقوق الناس
٨٦ ص
(٦٨)
3- تزاحم حقوق الناس با یکدیگر
٨٧ ص
(٦٩)
مالکیت و سلطنت بر مال
٨٧ ص
(٧٠)
حقوق حکومتی
٩٠ ص
(٧١)
فهرست منابع
٩٥ ص

احکام قضایی - یوسفیان، نعمت‌الله - الصفحة ١٩ - دقت در ادای شهادت

(وَ مَنْ اظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ) (بقره: ١٤٠)

ستمكارتر از كسى كه گواهى خود را از خدا پنهان مى‌كند، كيست؟

امام باقر ٧ فرمود: رسول خدا ٦ مى‌فرمايد:

كسى كه گواهى خود را بپوشد، يا گواهى (نا حقى) بدهد تا خون مسلمانى ريخته شود، يا مال مسلمانى كم شود، روز قيامت تا چشم كار مى‌كند صورتش تاريك بوده و سياهى عجيبى در آن است و مردم او را به اسم و نَسَبَش مى‌شناسند و كسى كه براى اظهار حق مسلمانى گواهى دهد، روز قيامت تا چشم كار مى‌كند صورتش نورافشانى مى‌كند و مردم او را به اسم و نَسَبَش مى‌شناسند. [١]

معيار براى شاهد شدن، علم قطعى و يقين است، خواه مستند به حواس ظاهرى مانند ديدن و شنيدن باشد و يا از راه تواتر و شهرت به دست آمده باشد، ولى جواز شهادت مستند به علم حاصل از راه غير عادى مانند جفر و رمل، مشكل است هر چند براى عالم به آن حجّت باشد. [٢]

دقّت در اداى شهادت‌

از مسائل مهم شهادت، دقّت در اداى آن است، بدين معنا كه گواه بايد دقّت كند جز به آنچه كه يقين دارد و به چشم خود ديده يا به گوش خود شنيده يا از راه تواتر و شهرت به آن علم قطعى پيدا كرده، سخنى نگويد و آنچه مى‌گويد بايد مثل آفتاب برايش روشن باشد، چنان‌كه از پيامبر اكرم ٦ نقل شده كه وقتى درباره شهادت از آن حضرت سؤال شد، فرمود:

آيا آفتاب را مى‌بينى؟ به مثل (روشنايى) آفتاب شهادت بده، يا ترك (شهادت) كن. [٣]


١- بحار الانوار، علامه مجلسِی، ج ١٠٤، ص ٣١١، اسلامِیه.

٢- تحرِیر الوسِیله، ج ٢، ص ٤٤٥، مسأله ١.

٣- وسائل الشِیعه، ج ١٨، ص ٢٥١.