احکام قضایی - یوسفیان، نعمتالله - الصفحة ٦٥ - عاقله
اگر (قاتل) بستگانى در موصل ندارد و اصلًا اهل موصل نيست. او را همراه مأمور من بازگردان كه من ولىّ او هستم و بايد ديهاش را خودم بپردازم تا خون مسلمانى پايمال نشود. [١]
چند مسأله
١- زن، بچه و ديوانه هر چند از ديه ارث ببرند، عاقله محسوب نمىشوند [٢].
٢- عاقله، ديه
خطايى را ضامن است و- چنان كه گذشت- در سه سال، (آخر هر سال
) ديه از او گرفته مىشود [٣].
٣- عاقله در آنچه كه (به عنوان ديه) مىپردازد، حق رجوع به جانى ندارد [٤].
٤- اگر شخصى به خطا، جنايتى- اعم از قتل يا كمتر از آن- برخود وارد كند، عاقله ضامن پرداخت ديه آن نيست [٥].
٥- اگر پدر، فرزندش را از روى عمد يا شبه عمد بكشد، ديه بر عهدهاش قرار مىگيرد و خود نصيبى از آن ندارد و اگر وارثى غير از پدر نداشته باشد، ديهاش به امام ٧ تعلق مىگيرد، ولى اگر از روى خطا او را بكشد، ديه بر ذمّه عاقله مىباشد و وارث مقتول، از آن ارث مىبرند و در ارث بردن پدر، در اين مورد، دو قول وجود دارد كه اقرب آنها، دريافت نكردن آن است. در صورتى كه مقتول وارثى غير از پدر نداشته باشد، امام ٧ ارث مىبرد [٦].
٦- عمد بچه و ديوانه در حكم خطاست. پس ديه در آن بر عهده عاقله مىباشد [٧].
٧- ضمانت عاقله مخصوص جنايت انسان بر انسان است و شامل جنايت بر چارپايان و اموال نمىشود [٨].
[١] وسائل الشِیعه، ج ١٩، ص ٣٠١، (حضرت علِی ٧ در اِین حدِیث، به ِیکِی از علل تشرِیع دِیه عاقله اشاره کرده که عبارت است از: حفظ احترام خون مسلمانان و پرداخت دِیه مناسب آنها).
[٢] تحرِیر الوسِیله، ج ٢، ص ٥٩٩، مسأله ٢.
[٣] همان، ص ٦٠٠، مسأله ٥.
[٤] همان، مسأله ٦.
[٥] همان، مسأله ٩.
[٦] همان، مسأله ١٢.
[٧] همان، ص ٦٠١، مسأله ١٣.
[٨] همان، مسأله ١٤.