تاريخ زندگانى امام حسين(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٦
بريده است ... اكنون كه تو پيشواى خاندان خود و بزرگ مردم ديارخويش هستى با حسين ديدار كن و او را از فتنهانگيزى باز دار. اگر سخن تو را پذيرفت و از كرده خود پشيمان شد در امان ما خواهد بود و از بخششهاى بىكران ما بهرهمند خواهد گشت.» «١» «ابن عباس تاريخ زندگانى امام حسين(ع) ٦١ به سوى عراق » براى آنكه نامه يزيد را بى پاسخ نگذارد، نامهاى بدو نوشت و درآن، ضمن آنكه عامل هجرت امام حسين (ع) به مكّه را بدرفتارى دستگاه حكومت با فرزند پيامبر (ص) قلمداد كرد، به نصيحت يزيد پرداخت. «٢» «يزيد» پس از آنكه از اين ترفند نتيجهاى به دست نياورد تصميم به ترور امام (ع) گرفت. «عَمْروبنِ سعيد»، حاكم «حجاز» مأمور شد همراه عدهاى مسلّح، تحت پوشش اعمال حج، به مكّه رود و فرزند رسول خدا (ص) را در حال احرام دستگير ساخته و يا ترور نمايد. «عَمرو» روز هشتم ذيحجّه با نيروهاى مسلّح خود وارد مكّه شد. «٣» به سوى عراق امام حسين (ع) در دهه نخست ذيحجّه تصميم به هجرت از مكه گرفت. اين هجرت، معلول چند جهت بود:
١- پيگيرى مأموريّت الهى خويش و تحقّق امر به معروف و نهى ازمنكركه در آن شرايط جز با رفتن به عراق و شهادت در سرزمين «كربلا» امكان پذير نبود.
٢- دعوت مردم «كوفه» و اصرار آنان بر شتاب در حركت به سوى عراق و تأييد نظرات مردم توسّط نماينده اعزامى امام (ع) به كوفه.
٣- خطر ترور امام (ع) در مكّه و شكسته شدن حرمت خانه خدا.
سه عامل ياد شده موجب شد كه امام (ع) پس از حدود چهارماه توقّف در مكّه پس از انجام عمره مُفْرَده، «٤» روز هشتم ذيحجّه، همراه كسانى كه از مدينه آمده بودند و نيز افرادى كه