تاريخ زندگانى امام حسين(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٤٩
آغاز پيمان شكنى سياست خشن و تهديد آميز «عبيداللّه» اثر خود را بر جانهاى ترسو و زود باور كوفيان بخشيد و آنان را در حمايت از «مسلم» دچار ترديد كرد. هر چه سايه شوم «پسرزياد» بر افق كوفه گستردهتر مىگشت موقعيّت «مسلم» ضعيفتر و حمايت كوفيان از او كمتر مىشد، تا جايى كه وى در ميان آن همه هوادار احساس خطر كرد و ناچار محل سكونت خود را از خانه «مختار» كه محلّى شناخته شده و نا امن بود به خانه «هانى بن عُرْوَه» كه او نيز از چهرههاى سرشناس كوفه بود منتقل كرد و شيعيان در نهايت احتياط واختفا نزد وى رفت و آمد مىكردند. «١» تلاش براى دستيابى به «مسلم» «عبيداللّه» پس از موفّقيّت در مرحله نخست، (ايجاد وحشت در دل مردم و پراكنده كردن آنان از گرد مسلم) در صدد بر آمد مخفيگاه «مسلم» را كشف و او را دستگير نمايد تا پيش از آنكه او دست به كار شود كارش را بسازد. براى اين كار، دست به نيرنگ زد و به مزدورى به نام «مَعْقِلْ» سه هزار درهم پول داد وگفت: سعى كن تا تحت پوشش شيعهاى غريب به بهانه دادن اين پول به نماينده حسين به «مسلم» نزديك شوى و ضمن آگاهى از مخفيگاه او، اطّلاعات و اخبار لازم را به ما گزارش كنى.
«مَعْقِلْ» به مسجد رفت و خود را به «مسلم بن عُوْسَجَه» يكى از ياران «مسلم» به همان نحو كه «ابن زياد» آموزش داده بود معرّفى كرد.
«مُسْلِم بنِعَوْسَجَه» پس از صحبتها و سفارشهاى لازم به وى، و چند روز معطّلى او را نزد «مسلم» برد. از آن پس، جاسوس «ابن زياد» مرتّب در مجالس سرّى شركت مىكرد و تمامى اخبار را به اربابش گزارش مىداد. «٢» «پسرمَرْجانَه» پس از آگاهى از جايگاه «مسلم»، «هانىبن عُرْوَه»، ميزبان او را با نيرنگى ديگر به «دارُالْأِمارَه» كشانيد.