تاريخ زندگانى امام حسين(ع)

تاريخ زندگانى امام حسين(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥١

در پى اين تصميم، «عَبْدُاللَّه بنِ حازِم» از سوى «مسلم» مأمور شد با شعار «يا مَنْصُوُر، امِتْ» «١» بيعت كنندگان با وى را به مبارزه عليه حكومت فراخواند. طولى نكشيد كه حدود چهار هزار نفر گرد «مسلم» جمع شدند. وى، نيروها را به چهار تيپ تقسيم كرد، و براى هر كدام فرماندهى تعيين نمود و آنان را به سوى «قصر» حركت داد و آنجا را به محاصره نيروهاى خود در آورد. هر لحظه بر تعداد نيروها افزوده مى‌گشت، چندانكه مسجد و بازار آكنده از جمعيّت شد. «٢» «عُبَيْداللّه» در شرايط بسيار سختى قرار گرفته بود، زيرا مجموعه ياران و طرفداران او كه در «قصر» بودند از پنجاه نفر تجاوز نمى‌كرد، سى نفر نگهبان، و بيست نفر از درباريان، سرشناسان كوفه و خويشان وى. «٣» موقعيّت و فرصت بسيار مناسبى در اختيار مسلم و يارانش قرار گرفته بود تا بايك تهاجم عمومى و تصرف كاخ فرماندارى، كار «عُبَيْدُاللّه» و همراهانش را يكسره كنند وبنياد حكومت اموى رادر كوفه از بن بركنند.
متأسّفانه، آنان نه تنها از اين فرصت استفاده نكردند، بلكه زمان را در اختيار دژخيم كوفه گذاشتند و آن قدر به وى مهلت دادند تا توانست براى رهايى از آن بن بست، چاره جويد.
ابن زياد در نخستين اقدام، «كَثيرِ بن شهاب»، يكى از اشراف كوفه را مأمور كرد به داخل شهر رود و با يارى فرمانبرداران خود از قبيله «مَذْحِجْ» مردم را از يارى رساندن مسلم و مخالفت با حكومت و جنگ با نيروهاى دولتى بر حذر دارد. «٤» وى در دوّمين اقدام، به پنج تن ديگر از سران فرمان داد آنان نيز به ميان شهر روند و با كمك افرادى كه مطيع‌شان هستند، ضمن برحذر داشتن مردم از پيوستن به «مسلم»