تاريخ زندگانى امام حسين(ع)

تاريخ زندگانى امام حسين(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٩

«محمد» پيشنهاد كرد: «پس به جاى عراق به «يمن» يا نواحى امن ديگر برو.» امام (ع) نخست فرمود: «پيشنهاد تو را مورد مطالعه قرار مى‌دهم»؛ ولى در ديدار بعد فرمود:
«پس از آنكه از هم جدا شديم رسول خدا (ص) را در خواب ديدم كه فرمود: «حسين! از مكه بيرون رو؛ زيرا خدا خواسته است تو را كشته ببيند.» «١» در پاسخ «ابن عباس»: «من تصميم گرفته‌ام به سوى عراق حركت كنم ... به خدا سوگند، اينان مرا رها نخواهند كرد مگر آنكه خون مرا بريزند.» «٢» در جواب «عبداللّه بن زبير»: «٣» «سوگند به خدا، اگر به فاصله يك وجبى خارج مكه كشته شوم بهتر از آنست كه در داخل آن به قتل رسم، و اگر دو وجب دورتر از مكّه كشته شوم بهتر از آنست كه در يك وجبى آن به قتل رسم. به خدا سوگند، اگر در سوراخ حشره‌اى باشم بيرونم خواهند كشيد تا با كشتن من به هدف خود برسند.» «٤» نصيحتگران، هركدام با لحنى عواقب خطرناك اين سفر را به امام (ع) گوشزد كردند و از آن حضرت خواستند كه از تصميم خود منصرف شود؛ امّا امام حسين (ع) با قاطعيّتى كه مخصوص خود او بود واطمينانى كه به صحّت راه خود داشت، به همه آنان پاسخ ردّ داد.