تاريخ زندگانى امام حسين(ع)

تاريخ زندگانى امام حسين(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٢

پرچمهاى امانى در نقاط مختلف شهر بر افرازند و از مردم بخواهند براى در امان ماندن از كيفر حكومت گرد اين پرچمها جمع شوند. «١» در پرتو اين دو اقدام، عدّه زيادى از مردم گرد آنان را گرفتند. مزدوران «ابن‌زياد» براى تقويت جبهه حكومت، تمامى آن افراد را از درى كه به سمت خانه‌هاى روميان باز مى‌شد و همچنان در كنترل «ابن‌زياد» بود، «٢» وارد قصر كردند «٣» و «پسر مرجانه» را از وحشت تنهايى بيرون آوردند.
«عبيداللّه» علاوه بر اين اقدامها از سران كوفه خواست تا از بالاى قصر با محاصره كنندگان صحبت كنند و باهمان وعده‌ها و تهديدها آنان را پراكنده سازند.
جيره‌خواران يزيد كه مردانى با نفوذ و كار آزموده بودند و روحيّه مردم كوفه را خوب مى‌شناختند، هر كدام به سخن پرداختند و با زبان نصيحت و خيرخواهى خطاب به نيروها گفتند:
«اى مردم! به خانه‌هاى خود باز گرديد وبه دامان شرّ و گرفتارى در نغلطيد وبيهوده جان خود را در معرض قتل قرار ندهيد. اينك سپاه يزيد از شام به سوى كوفه حركت كرده است.» «٤» مردم سست عقيده و بى تدبير، تحت تأثير حرفهاى پوچ و وعده وعيدهاى دروغ اشراف مزدور قرار گرفتند و بدون آنكه بينديشند عقب نشينى آنان چه زيانهايى به بار