تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٣٣
درس هجدهم: روابط ايران با كشورهاى همسايه در زمان محمد رضا شاه اساس و محور عمده روابط ايران با همسايگانش سرسپردگى و وابستگى حكومتهاى آنها به بلوك غرب، به سركردگى امريكا و پاسدارى و دفاع از منافع نامشروع آنان در منطقه بود كه به صورت پيمانهاى منطقهاى عدم تجاوز و همكارى، مانند «سعد آباد»، «بغداد»، «سنتو»، «سازمان عمران منطقهاى» و سياست دو ستونى» با شركت كشورهاى منطقه و امريكاو انگلستان تجلى پيدا مىكرد و هركدام در برهه زمانى خاص، عامل مهم همكارى و روابط آنها بود.
مسأله مهم ديگرى كه در نزديكى ايران با همسايگانش ايفاى نقش مىكرد، اشتراكات و پيوندهاى مهم مذهبى، فرهنگى، قومى، نژادى و جغرافيايى بود كه از گذشتههاى دور وجود داشت و هميشه به عنوان يك عامل بالقوه محسوب مىشد.
روابط ايران با عراق كشور فعلى عراق (بين النهرين سابق) چه قبل و چه بعد از اسلام هميشه يا جزيى ازخاك ايران يا تحت الحمايه و يا زير نفوذ حكام ايران بوده است و كشورى به نام عراق به طور مستقل وجود نداشته است.
امّا با تشكيل امپراتورى عثمانى درسال ١٤٥٣ م و به دليل اهداف توسعه طلبانه آن دولت و نيز اختلافهاى ايران و عثمانى بر سر حاكميت عراق، همواره روابط دو كشور تحت الشعاع قرار داشت. در سال ١٥٠٢ ميلادى با تشكيل دولت مستقلّ ملّى صفويان