تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٣٩
درس دهم: سلطنت رضاخان و روابط خارجى ايران (٢)
مدت زمامدارى رضاخان را مىتوان به دو دوره تقسيم كرد؛ دوره اوّل كه از آغاز سلطنت تا پايان سال ١٣١٢ ه ش بود، بيشر وقت و فكر او صرف سركوبى مخالفان و رقيبان داخلى شد. او در اين دوره توانست، بيشتر مدعيان قدرت و شريكان اوّليه خود را كنار زده يا نابود كند و تمام مواضع قدرت را قبضه كرده، ديكتاتورى خشنى را به وجود آورد. دوره دوم زمامدارى او كه از سفر به كشور تركيه آغاز شد و تحت تاثير آتاتورك قرار گرفت، دست به تغيير و تحوّلات مهمّى در سياستهاى داخلى و خارجى خود زد.
رضاخان، از نظر داخلى سياست اسلام زدايى و رواج فرهنگ غربى را در پيش گرفت و مقاومتهاى مردمى را كه در مقابل تجدد خواهيهاو سياستهاى ضد دينى او آغاز شده بود، با خشونت و بى رحمى سركوب كرد. از نظر سياست خارجى هم با بخشش و چشم پوشى از قسمتهايى از ايران و واگذارى آن نواحى به همسايگان، سياست توسعه و گسترش روابط با بيگانگان را در پيش گرفت.
پيمان سعدآباد و توسعه روابط با همسايگان پس از پايان جنگ جهانى اوّل، انگلستان به تنهايى همه كشورهاى خاور ميانه را تحت سلطه خود داشت، زيرا قيموميت عدهاى از كشورها مانند عراق و فلسطين از طريق جامعه ملل- پس از جنگ به وجود آمده بود- بطور رسمى به انگلستان واگذار شده بود و بعضى از كشورهاى منطقه، مانند مصر و عربستان به دليل اين كه طى قراردادهاى ويژهاى امتيازهاى زيادى به آن كشور واگذار كرده بودند، بطور غير مستقيم تحت سلطه