تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٠٨
واگذار شود، ممكن است در بين كشورهاى عرب منطقه عكس العمل منفى به وجود آورد. به همين علت بود كه سياستى معروف به «دو ستون» «١» توسط نيكسون و كيسينجر براى حفظ امنيت خليج فارس در نظر گرفته شد كه ايران و عربستان هر كدام يكى از ستونهاى آن را تشكيل مىدادند. البته عربستان سعودى كه يك كشور كم جمعيت و نسبت به ايران عقب مانده تر بود، نقش عمدهاى را به عهده نداشت و نقش اصلى حفظ امنيت و حراست كشورهاى كوچك و منابع نفت به عهده ايران بود، چرا كه ارتش مجهز و منظم داشت. «٢» كمى بعد از اعلام سياست دو ستونى، سياست خارجى جديد آمريكا درباره كليه مناطق مهمّ و بحران خيز جهان توسط نيكسون در سخنرانى او در سال ١٣٤٨ ه. ش/ ١٩٦٨ م در جزيره گوام بيان شد كه بعدها مشهور به «دكترين نيكسون يا دكترين گوام» گرديد. بر اساس اين دكترين، مسؤليت حفظ امنيت و دفاع هر منطقه به عهده كشورهاى همان منطقه بود كه در واقع دوست و حافظ منافع آمريكا نيز بودند و آمريكا از نظر نظامى، اقتصادى، سياسى و تسليحاتى از آنها پشتيبانى و حمايت مىكرد. «٣» هدف آمريكا از اعلام سياستهاى جديد كه در واقع مكمل يكديگر بودند، از يك سو كاهش هزينههاى نظامى و تسليحاتى خود و از سوى ديگر، فروش سلاح وتجهيزات بيشتر به كشورهاى مورد نظر و در نتيجه سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادى و سياسى داخلى خود بود كه بر اثر جنگ ويتنام دچار بحرانها و اعتراضهايى شده بود.
تاريخ روابط خارجى معاصر ايران ٢١٣ ج - مشاركت ارتش ايران در سركوبى جنبش ظفار ص : ٢١٢ از اين تاريخ به بعد، سياست دو ستونى و دكترين نيكسون اساس روابط خارجى ايران و آمريكا قرار گرفت و ايران كه تا اين زمان نقش درجه دومى در سياست منطقهاى آمريكا داشت، به دوست درجه اوّل و حافظ منافع آمريكا و ژاندارم خليج فارس تبديل شد. در سالهاى ١٣٥١ ه. ش و ١٣٥٢ ه. ش شاه و نيكسون دوبار در تهران و واشنگتن با همديگر ملاقات كردند. به دنبال هر كدام از اين ديدارها، سيل سلاحها وتجهيزات جديد