تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٩
مأمور حمله به خاك ايران كرد. بدين ترتيب جنگ اوّ ل ايران و روس آغاز شد و روابط بين دو كشور تيره گرديد. ژنرال روسى با تصرف شهر «گنجه» به داخل قفقاز پيشروى كرده، استقلال و تماميت ارضى ايران را بطور جدّى مورد تهديد قرار داد. فتحعليشاه كه تاج و تاريخ روابط خارجى معاصر ايران ٣٤ انعقاد قراردادهاى اتحاد با انگلستان(مجمل و مفصل)
ص : ٣٣ تخت خود را در خطر مىديد از يك سو نيروهايى را به فرماندهى عباس ميرزا وليعهد هجدهساله خود عازم قفقاز كرد و از سوى ديگر در صدد جلب كمك دولتهاى انگليس و فرانسه برآمد. دولت انگليس كه در اين زمان در حال پيوستن به اتّحاد دولتهاى اروپاى عليه ناپلئون به همراه روسيه بود، شرايط سنگينى «١» به ايران پيشنهاد كرد كه مورد موافقت ايران قرار نگرفت. «٢» پيمان «فين كن اشتاين» و رابطه سياسى با فرانسه بعد از اين كه ايران از كمك انگلستان عليه روسيه نا اميد شد و خود را در مقابل تجاوز روسيه تنها ديد، ناچار به سوى دشمن مشترك روسيه و انگلستان؛ يعنى فرانسه روى آورد تا با اتّحاد با آن كشور بتواند شهرهاى اشغالى ايران را از روسيه بازپس گيرد.
ابتدا فتحعليشاه نامه اىبراى ناپلئون نوشت و خواستار اتّحاد ايران و فرانسه شد.
در اين زمان كه ناپلئون فتوحات بزرگى در اروپا كسب كرده بود و در صدد تصرف مهمترين مستعمره انگليس، يعنى هندوستان بود، دو هيأت نمايندگى سياسى و ديپلماتيك را به ايران اعزام كرد تا مقدمات برقرارى روابط و اتّحاد با ايران را عليه روسيه فراهم كنند. يكى از اين هيأتها كه به رياست ژنرال «روميو» آجودان مخصوص ناپلئون زودتر به ايران رسيده بود، در تهران درگذشت امّا هيأت اوّل كه به رياست «آمده ژوبِر» مدتى در عثمانى زندانى شده بود، سرانجام با تلاشهاى ايران آزاد شده و در تاريخ ١١٨٥ ه ش/ ١٨٠٦ م به تهران رسيد و نامه ناپلئون را تقديم دربار ايران كرد. ناپلئون در نامههاى خود خواستار برقرارى رابطه سياسى با ايران و اتّحاد ايران و عثمانى عليه روسيه شده بود. علاوه بر اينها، مجهز شدن ارتش ايران به سلاحهاى مُدرن فرانسوى را