تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٤٦
وا نگلستان كه از قبل، حضور آلمانيها را در ايران بهانه قرارداده و زمينههاى لازم را براى اشغال ايران فراهم كرده بودند، ناگهان در سوم شهريور ١٣٢٠ ه ش/ ١٩٤١ م، كشورمان را از چند طرف مورد تاخت و تاز خود قرار دادند. نيروهاى متجاوز شوروى به فرماندهى ژنرال «واسيلى نوويكوف» مركب از چند لشكر پياده نظام و زرهى از سه جبهه وارد خاك ايران شدند؛ ستون اوّل از رود ارس گذشت و استانها آذربايجان غربى و شرقى را به اشغال خود درآورد. ستون دوم از خط مرزى آستارا گذشت و به سوى بندر انزلى و اردبيل شروع به پيشروى كرد و پس از تصرف رشت و ساير شهرهاى گيلان به سوى قزوين حركت كرد و در آن شهر به ستون اعزامى از آذربايجان ملحق شد. ستون سوم از بندر تركمن تجاوز خود را آغاز كرد و شهرهاى گرگان و مشهد را اشغال كرده تا سمنان پيش رفت. همزمان با حمله نيروهاى پياده شوروى، نيروهاى هوايى آن كشور نيز شهرهاى تبريز، رشت،، اروميه، قزوين و حومه تهران را بمباران كرده، باعث ايجاد رعب و وحشت در مردم ايران شد. «١» نيروهاى انگليسى نيز به فرماندهى ژنرال «آرچيبالد ويول» همانند نيروهاى متجاوز شوروى و متّفق خود، از سه جهت ايران را مورد تجاوز خود قراردادند؛ گروه اوّل از اروندرود گذشته ضمن تصرف خرمشهر و آبادان به سوى اهواز حركت كرد و خوزستان را به اشغال خود درآورد. همزمان با حمله اين گروه، نيروى دريايى انگلستان نيز از طريق دريا به نيروى دريايى تازه تأسيس شده ايران حمله كرده، آنها را نابود و يا به اسارت خود درآورد. ستون سوم نيروهاى انگليسى از مرز خسروى گذشته، پس از تصرف اسلام آباد، كرمانشاه، و همدان، در قزوين به نيروهاى شوروى پيوست. «٢» بدين ترتيب يك بار ديگر ايران به بهانه واهى مورد تجاوز اشغالگران شوروى و انگلستان قرار گرفت و اين در حالىبود كه دولت ايران، بطور رسمى موضع بيطرفى اعلام كرده بود. رضاخان كه اعتماد زيادى به نيروهاى نظامى خود داشت و حدود بيست سال با هزينه هاى زياد آنها را سازماندهى و مجهز كرده بود، امّا اين نيروها، جز در موارد