تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٢٧
درس نهم: سلطنت رضاخان و روابط خارجى ايران (١)
رضاخان كه با كمك انگليسيها و از طريق كودتا به فرماندهى قواى نظامى ايران رسيد، كم كم زمينههاى به قدرت رسيدن خود را يكى پس از ديگرى فراهم كرد. وى ارتش يكپارچه اى تشكيل داده، نهضتهاى مردمى و آزاديخواهى و ياغيگرى را كه در گوشه و كنارايران به وجود آمده بود سركوب كرد؛ در امور سياسى و اجرايى كشور دخالت نمود، نخست وزيران را يكى يكى وادار به استعفا نمود؛ بطورى كه در مدت سه سالى كه او در مقام فرماندهى نيروهاى مسلح بود، شش بار كابينه عوض شد تا اين كه خود سرانجام مقام نخست وزيرى را به دست گرفت.
خلع قاجاريه و حكومت پهلوى انتخابات مجلس دوره پنجم كه در زمان نخست وزيرى «مستوفى الممالك» و در اوج قدرت نظامى رضاخان انجام شده بود و اكثريت نمايندگان آن طرفدار رضا خان بودند، بلافاصله پس از استعفاى مستوفى، از نخست وزيرى رضا خان حمايت كردند و او در سال ١٣٠٢ ه. ش به اين مقام منصوب شد. سردار سپه كه روز به روز خود را به هدف اصلى، يعنى سرنگونى قاجاريّه نزديك مىديد، در مقام نخست وزيرى و با حفظ سمت وزير جنگ و فرماندهى نيروهاى مسلح دست به چند اقدام مهم زد. او ابتدا احمدشاه را روانه اروپا كرد (سفر سوم) و محمد حسن ميرزا، وليعهد و برادر احمد شاه در غياب شاه به نيابت سلطنت منصوب شد. همچنين براى درهم ريختن قدرتهاى محلى و تمركز