آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ٥٨
و سلسلههاى ايرانى در اين منطقه فرمانروايى داشتند، دين اسلام در بسيارى از نواحى شبه قاره رسوخ يافت و بخش عظيمى از جامعه هند را شيفته تعاليم عاليه خود ساخت.
رابطه ديرينه هنديها و ايرانيان جواهر لعل نهرو ايرانيان را قديمترين ملتى مىداند كه در زندگانى و فرهنگ هندويان نفوذ كردهاند. «١» بنا بر شواهد تاريخى، ايران و هند دو سرزمينى هستند كه بخش عمدهاى از اقوام آريايى به اين مناطق مهاجرت نمودند. آرياييها كه ساليان دراز را با هم گذرانده بودند و اخلاق و صفات مشترك داشتند، پس از جدايى و مهاجرت به سرزمينهاى مورد نظر، بسيارى از ويژگيهاى مشترك قومى را همچنان حفظ كردند. «٢» در نتيجه پيوندها و وابستگيهاى عميق فكرى و فرهنگى ميان دو قوم از زمينهاى استوار و مستحكم برخوردار مىباشد.
در عصر هخامنشيان و زمان امپراتورى داريوش اول (٥٢١- ٤٨٦ ق.) ايرانيان تا مرزهاى هند پيشروى نموده، منطقه سند را جزو قلمرو ايران كردند كه داريوش در كتيبه بيستون از آن ياد كرده است. «٣» در زمان اشكانيان كشمير و پنجاب و حوزه رود مهران ضميمه قلمرو اين امپراتورى بوده است. در اين دوره در روابط ايران و هند، جنبههاى بازرگانى بر ساير بخشها تفوّق داشته است. «٤» ساسانيان نيز كه بيش از چهار سده (٢٢٦- ٦٣١ م) بر ايران زمين فرمانروايى كردند، با سلاطين هند به خصوص پادشاهان سلسله گوتپاد مناسبات دوستانهاى داشتند. در اين دوره تماس ادبى و هنرى ايران و هند بيش از هر زمان ديگرى بوده است.
چنان كه بيان شد، ارتباط و تبادل افكار و عقايد ميان ايران و هند از قدمت بسيار ديرينهاى بهرهمند بوده و به پشتوانه همين پيوند و همبستگى فرهنگى، ايرانيان در دورههاى بعد بذر اسلام را در دل بسيارى از هنديان نشاندند.