آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ٤٧
علمى خويش بزرگترين آثار را خلق كردند.
آرمانها و توصيههاى دانش پژوهى آيين اسلام «١»، مؤمنان به اين دين را بر آن مىداشت تا علم و حكمت را چونان گمشدهاى بجويند و بر دانشهاى موجود در دورترين سرزمينها دست يابند. اين بى گمان شگرفترين تأثير فرهنگى اسلام بر جامعه ايران محسوب مىگردد.
تأكيد و توصيه دين اسلام بر علم جويى و تعليم و تربيت همراه مقوله آزاد انديشى و هم فكرى، محيطى مساعد براى انقلاب فرهنگى «٢» در زمينه تعليم و تربيت در ايران پديد آورد كه گسترش روحيه دانشطلبى «٣» و تحول در انديشه مردم از مشخصههاى بارز آن است.
در عصر ساسانيان توجه چندانى به علم و دانش نمىشد و تمام همّ و غمّ دولتمردان براى اجراى صحيح آداب و رسوم، تشريفات و خرافات مذهبى صرف مىگشت. با ورود اسلام تعليم و تربيت ارزشى والا يافت و به يك ركن فرهنگى در جامعه مبدّل شد. اهميت آموزش و فراگيرى تعاليم دينى به حدى فزونى يافت كه به صورت تكليف و مسئوليت مستقل درآمد.
مكاتب و مراكز علمى عالى براى آموزش معارف اسلامى، ادبيات، زبان و ساير علوم تأسيس شد و در مواردى كه مراكز خاص آموزشى وجود نداشت از مساجد براى اين امور استفاده مىشد.
اسلام فراگيرى علم و دانش و فعاليتهاى علمى را كه پيشتر در انحصار طبقهاى خاص بود، براى همگان آزاد كرد. عمومى شدن علم و دانش كه نتيجه آن بعدها به بار نشست و خارج شدن علم از انحصار عدهاى خاص، شعارهايى بود كه در آن زمان كم خريدار نداشت.
در پرتو همين تعليمات بود كه در قرن سوم هجرى مهاجرت دو كودك فقير و روستايى به سمرقند جهت فراگيرى علم و دانش را شاهد هستيم، در حالى كه هزينه تحصيل آنها را مادرشان از طريق پشم ريسى تأمين مىكرد. «٤»