آشنايى با تاريخ اسلام و ايران

آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ٣٠

آن چيزى كه بيش از هر چيز ديگرى روح تشنه ايرانى را به سوى اسلام مى‌كشيد عدل و مساوات اسلامى بود. «١» در فرهنگ جهان شمول اسلام، استثمار انسان و تجاوز از حدودى كه خداوند براى افراد بشر تعيين فرموده، مذموم شناخته شده است و لذا نظام كاستى (طبقاتى) قديم ايران در دين اسلام جايى نداشت؛ چرا كه بر طبق مبانى اسلامى تمام ملتها و امتها نزد خدا يكسان‌اند و ملاك برترى تنها درستى و پرهيزگارى است. «٢» طبيعى است كه مردم رنج كشيده و محبوس در قفس نظام طبقاتى به چنين آموزه‌هايى علاقه نشان خواهند داد. آزادى از مفاسد، تعصبات و بى‌عدالتى‌هاى نظام طبقاتى به قشرهاى پايين جامعه، كه حتى از حيوانات طبقات بالاى جامعه نيز پست‌تر تلقى مى‌شدند، نويد مى‌داد كه بدين وسيله نجات خواهند يافت. «٣» بدين صورت، اصل برابرى و مساوات خواهى دين اسلام، گروههاى فرودست و رنج كشيده را شيفته خود نمود و آنها را فوج فوج به سوى اين دين الهى كشاند.
سادگى و بى‌آلايشى‌ از ديگر خصوصيات ايدئولوژى اسلامى كه موجب جذب توده مردم به اسلام شد، سادگى آن بود. مبانى دين اسلام ساده و درخور فهم همگان به ويژه طبقات پايين جامعه بود و از دستگاه خداپرستى اديان ديگر مانند اهورامزدا و اهريمن و ايزدان ديگر زرتشتى و فلسفه پيچيده آيينهاى نوظهور مانند مانويت براى مردم ملموس‌تر بود. بدين صورت اصل اعتقادى توحيد كه همگان را از سردرگمى در اين وادى خارج مى‌ساخت، از عوامل مهم گسترش اسلام محسوب مى‌شود. «٤» دين اسلام با بيزارى از انديشه‌هاى ناروا و نادرست و سنت پرستى و نيز اصرار بر ارج‌نهادن بر امور معنوى، شالوده‌اى نوين و مقرون به دموكراسى در برابر سنت كهنه پرستى ايران‌