آشنايى با تاريخ اسلام و ايران

آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ١٧

حكومت آل لخم در حيره «١» بود. منطقه حيره به دست ملوك لخمى اداره مى‌شد و لخميان از قرن سوم تا هفتم ميلادى بر حيره حكومت داشتند. آخرين امير لخمى نعمان بن منذر چهارم سر از اطاعت دولت ساسانى پيچيد. خسرو پرويز نيز تمرّد نعمان را تحمل نكرد و به تسلط لخميان بر حيره پايان بخشيد.
نابود كردن حكومت لخميان، هر چند براى تمركز قدرت سياسى صورت پذيرفت، ولى باعث در هم شكستگى سد حائل ميان ايرانيان و مسلمانان گشت. در واقع، با اين اقدام، خسروپرويز استحكاماتى را كه در مرزهاى حيره به منظور مقابله با تهاجمات مسلمانان ايجاد شده بود از بين برد و مسير را براى عبور مسلمانان از مرزهاى ايران هموار ساخت.
بى‌نظمى و هرج و مرج با مرگ خسرو پرويز به اوج خود رسيد و بر سرتاسر خاك ايران مستولى گشت؛ به گونه‌اى كه پس از مرگ خسرو پرويز تا جلوس يزدگرد سوم (٦٣٢- ٦٥٢ م) آخرين پادشاه ساسانى، در پنج سال حدود دوازده تن بر تخت سلطنت تكيه زدند و عمر پادشاهى برخى از آنان چند روز بيش نبود «٢». حكومتهاى كم دوام شاهزادگان ساسانى از شكافى عميق ميان طبقات بالاى جامعه بر سر قدرت و بحران و ناآرامى فراگير در كشور حكايت داشت. تغييرات كمى و كيفى در نتيجه عدم تناسب و هماهنگى و از هم گسيختگى پيوندهاى ارگانيك در ساختار سياسى و اجتماعى امپراتورى ساسانى روند بحران‌زايى را تشديد مى‌ساخت.
سپاه ايران به واسطه جنگهاى تباه كننده و فرساينده با روميان- كه تا واپسين روزهاى امپراتورى ساسانى جسته و گريخته ادامه داشت- به شدت ضعيف گشته بود و پيكره نظامى كشور به طور كامل آشفته و ضربه‌پذير بود. سياستهاى نادرست جنگى پادشاهان ساسانى و آرمان رسيدن به وسعت روزگار هخامنشيان، فشار سنگينى را بر مردم تحميل مى‌كرد. اين جنگها تأثير ناخوشايندى بر اقتصاد كشور داشتند كه تبعات آنها متوجه اقشار فرودست جامعه مى‌گشت. توده مردم، كه زير فشار مالياتهاى سنگين و تحميل قوانين مذهبى حقوقشان لگدمال شده بود، بسيار از حكومت و فرمانروايان ساسانى ناراضى بودند. «٣»