آشنايى با تاريخ اسلام و ايران

آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ٦١

اسلام را در شمال غربى هند (بخشهايى از افغانستان امروزى) گستراند «١»، ولى قدر مسلّم آن است كه تا اواخر قرن چهارم هجرى پيشرفت حقيقى اسلام در هند به جهات سياسى و اجتماعى و فرهنگى مسجّل نگرديد. «٢» به قدرت رسيدن سلسله غزنوى (٣٥١- ٥٨٢ ق.) گسترش اسلام در سرزمين هند را وارد مرحله‌اى نوين ساخت. امراى غزنوى وقتى كه در صدد بسط قدرت و تشكيل امپراتورى اسلامى برآمدند، براى نيل به اهداف خويش، حمله به هند را بسيار مناسب دانستند. غزنويان از همان آغاز خود را حامى اسلام معرفى كردند و براى اشاعه اين دين و جهاد با كافران سرزمين هند را عرصه كارزار خويش ساختند. سابقه برخورد غزنويان با هنديها به دوران سبكتكين «٣» بنيانگذار اين سلسله باز مى‌گردد. وى حملاتى چند به سرزمين هند داشته است. صاحب تاريخ يمينى در اين باره چنين مى‌نگارد:
پس روى به جهاد كفار و قمع اعداء دين آورد و ناحيت هندوستان كه مسكن دشمنان اسلام و متعبدان اوثان و اصنام بود دارالغزو ساخت. «٤» محمود غزنوى (٤٠٨- ٤٢١ ق.) پس از تحكيم و تثبيت قدرت خويش، مانند پدرش عزم سرزمين زرخيز هند نمود. (٣١٢ ق./ ١٠٠١ م.) او به هر قصد و نيّتى، به نام جهاد و غزوه «٥» به هند تاخت و طى هجده لشكركشى اسلام را تا منطقه سومنات و گجرات توسعه بخشيد. «٦» حملات محمود غزنوى پايه‌هاى قدرت سياسى و مذهبى هند را به شدت متزلزل ساخت و براى هنديان صدمات و دل آزردگى بسيار در پى داشت. «٧» بايستى اذعان داشت كه در لشكركشيهاى محمود اهداف مادى و تمايلات توسعه طلبانه بيشتر جلوه‌نمايى مى‌كند.
هر چند سلطان محمود غزنوى تنها براى استقرار اسلام به فتح هند نپرداخت، ولى با