آشنايى با تاريخ اسلام و ايران

آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ٥١

تمدن ايران با ايجاد حلقه‌هاى ارتباط ميان حوزه‌هاى تمدنى و معرفى آنها به همديگر خدمتى عظيم به تمدن عمومى عالم نمود. پيش از شكل يابى امپراتورى هخامنشى چند مركز تمدن در سرزمين‌هاى شوش، بابل، كلده، آشور و نواحى نيل وجود داشت و اهالى هر منطقه‌اى گامى مهم در راه تمدن نهاده بودند، ولى هر يك از ميزان ترقى و برآورده‌هاى ديگرى غافل و بى خبر بودند. گردآورى اين حوزه‌هاى تمدنى زير چتر يك حكومت مركزى قدرتمند و استقرار نظم و امنيت باعث جلوه نمايى و درخشش آنها گشت. با جمع آورى معلومات و معارف اين تمدنها و كسب فرهنگ و دانش و هنر آنها، تمدنى غنى در ايران شكل گرفت كه بقايا و آثار آن را مى‌توان در تمدن درخشان اسلامى مشاهده كرد. «١» البته لازم است بيان شود كه هر چند ايران زمين بخش قابل توجهى از جنبه‌هاى تمدنى خويش را از تمدنهاى ديگر اقتباس نمود، ولى اين مسئله يك جانبه نبوده و بسيارى از آثار و فرهنگ تمدن ساير ملل از ايران سرچشمه گرفته است.
علم و هنر در ايران باستان‌ تمدن ايران باستان در عرصه فرهنگ و دانش نيز از رونق و اعتبار خاصى برخوردار بوده است. ايرانيان به لحاظ خط و زبان سابقه‌اى ديرينه داشته و همواره در برابر قبايل مهاجم اين مؤلفه‌هاى فرهنگى خويش را حفظ نموده‌اند «٢». در عصر هخامنشى ايرانيان خط ميخى را از صورت رمزى به صورت الفبايى در آوردند و خطى صحيح و آسان ابداع كردند. «٣» از مصاديقى كه بر رونق و اعتلاى تمدن ايران باستان مهر تأييد مى‌زند، وجود مدارس و مراكز علمى در برخى از شهرهاى اين سرزمين است. در اين ميان دانشگاه شهر جنديشاپور داراى شهرت و عظمت خاصى بوده است. اين دانشگاه از كانونهاى مهم تعليم طب به شمار مى‌رفت. «٤» خسرو انوشيروان بيمارستانى براى تمرينات علمى دانشجويان و مداواى بيماران در اين جا بنا نهاد و پزشكانى از هند و يونان را به اين مركز دعوت كرد.