آشنايى با تاريخ اسلام و ايران

آشنايى با تاريخ اسلام و ايران - برهانیان، عبدالحسین؛ زمانی و منجزی - الصفحة ١٣٤

بعد از جنگ سرد، ارزش‌هاى دين گرايانه و ديدن مدارانه انقلاب اسلامى در دهه‌هاى اخير نقش خود را بيشتر نشان داد. گسترش روش‌هاى گسترده و ارتباطى چون تلگراف، تلفن، اينترنت، فاكس و ايميل موجب شد ارتباط بين جوامع دينى و غير دينى عميق‌تر و همكارى فعالان مذهبى و سياسى بيش از گذشته در زمينه‌هاى مختلف افزايش يابد.
همچنين پس از جنگ سرد مسائل جديدى در روابط بين المللى پديد آمد كه شامل محيط زيست، داروهاى غير مجاز، ايدز، تروريسم، مهاجرت، پناهندگان و حقوق بشر، مى‌شد و براى حل و فصل آنها حضور فعالان دينى با هدف‌هاى سياسى تشديد گرديد، در حالى كه دموكراسى آمريكايى توانايى خود را در حل آنها نشان نداده است. «١» به هر روى، اكنون دين در ابعاد ملّى و فراملّى (منطقه‌اى و جهانى) تأثير قدرتمندى بر روى سياست دارد. مهم‌ترين جلوه اين تأثير را بايد در بنيادگرايى دينى ديد. بنيادگرايى دينى، دلالت بر نوعى استراتژى ويژه دارد كه مى‌كوشد هويت دين داران را به عنوان يك جمعيت و يك گروه در مقابل كسانى كه مى‌خواهند آنان را به محيط غير دينى بكشانند، حفظ كند. گاه اين گونه حالت تدافعى ممكن است تغيير يابد و منجر به تهاجم سياسى شود كه به جست و جوى تغيير بدل‌هاى سياسى با اجتماعى و اقتصادى موجود است. البته دوباره بايد تأكيد كرد كه پديدار شدن دوباره دين، يا بنيادگرايى دينى به عنوان يك اصل در سياست جهانى، بيش از آنكه به فروپاشى كمونيسم مربوط باشد، به پيروزى انقلاب اسلامى بر مى‌گردد. از اين رو، جنگ خليج فارس در ١٣٦٩/ ١٩٩٠ و حمله مجدد به عراق در ١٣٨٢/ ٢٠٠٣ را مى‌توان اقدامى براى سركوب يا متوقف كردن بنيادگرايى اسلامى برآمده از انقلاب اسلامى تلقى كرد. «٢» مردم سالارى دينى‌ مردمى بودن، كه از ويژگى‌ها و ارزش‌هاى انقلاب اسلامى ايران مى‌باشد، در جنبش‌ها و گروه‌هاى سياسى متعددى راه يافته است. به عبارت ديگر، اين جنبش‌ها و گروه‌ها دريافته‌اند